بصیرت سرا
ولا یحمل هذه العَلَم الا اهل البصر و الصبر




اردیبهشت 1403
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        




جستجو





رتبه


 
  بصیرت و ولایت‌مداری حضرت عباس (ع) الگوی جامعه اسلامی ...
حاجی صادقی

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران با اشاره به مقام بالای حضرت ابوالفضل (ع) گفت: دو عامل سبب شده تا حضرت عباس (ع) جایگاه ویژه‌ای داشته باشد یکی بصیرت مثال زدنی ایشان و دیگری ولایت مداری حضرت عباس (ع) است که باید الگوی جامعه اسلامی باشد.

حجت الاسلام و المسلمین عبدالله حاجی صادقی در گفت‌و‌گو با خبرنگار تسنیم در قم، با اشاره به فرا رسیدن تاسوعای حسینی و لزوم درس گرفتن از ولایت مداری حضرت ابوالفضل (ع) اظهار داشت: حضرت‌ ام البنین (س) و فرزند ایشان حضرت ابوالفضل (ع) در زمینه ولایت‌مداری و بصیرت نمونه بودند و الگویی برای همه شیعیان هستند، محور ولایت‌مداری حضرت عباس (ع) الگوی نمونه‌ای برای جامعه ما است.

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران افزود: هنگامی که امام حسین (ع) از مدینه خارج شد تا به سمت کربلا برود خیلی از افراد از ایشان خواستند که به این سفر نرود اما حضرت‌ام البنین (س) به فرزندان خود گفت که امام حسین (ع) را تنها نگذارند و ایشان را تا آخر همراهی کنند.

حاجی صادقی با تاکید بر لزوم تبعیت بی چون و چرا از ولی فقیه عنوان کرد: حضرت عباس (ع) در ولایت مداری استقامت داشت و اصرار داشت که بر اساس گفتار امام حسین (ع) حرکت کند و بدون هیچ سوالی از برادر خود اباعبدالله (ع) تبعیت کرد.

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران با اشاره به مقام و جایگاه بی نظیر حضرت ابوالفضل (ع) نزد اهل بیت (ع) افزود: دو عامل سبب شده تا حضرت عباس (ع) جایگاه ویژه‌ای داشته باشد یکی بصیرت مثال زدنی ایشان و دیگری ولایت مداری حضرت عباس (ع) است.

استاد حوزه و دانشگاه با بیان این که حضرت عباس (ع) در زمینه بصیرت زبان زد خاص و عام بود عنوان کرد: حضرت عباس (ع) به خوبی می‌دانست که چه زمانی چه تصمیمی را بگیرد و حق و باطل را به خوبی تشخیص می‌داد.

وی با اشاره به مقام بالای حضرت ابوالفضل (ع) گفت: دو عامل سبب شده تا حضرت عباس (ع) جایگاه ویژه‌ای داشته باشد یکی بصیرت مثال زدنی ایشان و دیگری ولایت مداری حضرت عباس (ع) است که باید الگوی جامعه اسلامی باشد.

حاجی صادقی با اشاره به الگو بودن حضرت عباس (ع) در زمینه ولایت مداری تصریح کرد: ما باید از حضرت ابوالفضل (ع) درس ولایت‌مداری را یاد بگیریم تا با حرکت در مسیر ولایت فقیه و تبعیت از مقام معظم رهبری در صراط مستقیم باقی بمانیم.

استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به رشادت‌ها و فداکاری حضرت ابوالفضل (ع) بیان کرد: حضرت عباس (ع) نسبت به بقیه شهدای کربلا مقام بالاتری دارند که علت آن جایگاه رفیعی است که خداوند به ایشان عطا کرده است.

منبع :  بصیرت و ولایت‌مداری حضرت عباس (ع) الگوی جامعه اسلامی / تسنیم

موضوعات: مذهبی, اخلاقی
[پنجشنبه 1395-02-23] [ 11:56:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  فضیلت ماه شعبان ...


Image result for ‫فضیلت ماه شعبان‬‎

فضیلت ماه شعبان

شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ عَلِیهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت این ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان وصل مى‌كرد و مى‌فرمود شعبان، ماه من است هر كه یك روز از ماه مرا روزه بگیرد بهشت برای او واجب می‌شود و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است كه چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را جمع مى‌نمود و مى‌فرمود اى اصحاب من مى‌دانید این چه ماهى است؟

این ماه شعبان است و حضرت رسول صلى الله علیه و آله مى‌فرمود شعبان ماه من است پس در این ماه براى جلب محبت پیغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود روزه بدارید. به حقّ آن خدایى كه جان علىّ بن الحسین به دست قدرت اوست سوگند یاد مى‌كنم كه از پدرم حسین بن على علیهماالسلام شنیدم كه فرمود شنیدم از امیرالمؤمنین علیه السلام كه هر كه روزه بگیرد در ماه شعبان براى جلب محبّت پیغمبر خدا و تقرّب به سوى خدا؛ خداوند او را دوست می‌دارد و در روز قیامت كرامت خود را نصیب او می‌گرداند و بهشت را براى او واجب می‌کند.

شیخ از صفوان جمال روایت كرده كه گفت :

حضرت صادق علیه السلام به من فرمود كسانى را كه در اطراف تو هستند را بر روزه گرفتن در ماه شعبان ترغیب کن. گفتم فدایت شوم مگر در فضیلت آن چیزى هست؟ فرمود: بله همانا كه رسول خدا صلى الله علیه و آله هر گاه هلال ماه شعبان را مى‌دید به مُنادیى امر مى‌فرمود كه در مدینه ندا مى‌كرد: اى اهل مدینه من رسولم از جانب رسول خدا صلى الله علیه و آله به سوى شما.

ایشان مى‌فرماید آگاه باشید همانا شعبان ماه من است پس خدا رحمت كند كسى را كه یارى كند مرا بر ماه من یعنى روزه در آن ماه روزه بگیرد.

سپس از حضرت صادق علیه السلام و ایشان از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کرد که مى‌فرمود:

از زمانى كه شنیدم منادى رسول خدا صلى الله علیه و آله ندا كرد در ماه شعبان، ترک نشد از من روزه شعبان و ترک نخواهد شد از من تا مدتى كه حیات دارم ان شاء الله تعالى.

سپس مى‌فرمود كه روزه دو ماه شعبان و رمضان توبه و مغفرت از خدا است.

موضوعات: مذهبی, مناسبت
[یکشنبه 1395-02-19] [ 12:50:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت

  وحدت در کلام بزرگان ...

لعن و سب و توهین ممنوع

عده از ناآگاهان با مطالعه روایاتی که در باب تولی و تبری آمده، اقدام لعن و فحاشی و توهین به نمادهای اهل سنت میکنند و بذر نفاق و تفرقه می پاشند و در واقع خواسته یا ناخواسته در خدمت اهداف استکبار جهانی و دشمنان اصل اسلام هستند.

نگاهی داریم به سیره اهل بیت (ع) در این باب و در آخر نظر فقهای شیعه که متخصصان فقه هستند را بعنوان فصل الخطاب آوردیم.

۱. امیرالمؤمنین (ع)

امام علی (ع) در خطبه ۱۲۷ نهج البلاغه فرمود:
الا من دعا الی هذا الشعار فاقتلوه و لو کان تحت عمامتی..
آگاه باشید کسی که به این شعار(تفرقه) دعوت کند او را بکشید گرچه زیر عمامه من باشد..

ایشان در زمان عمر، جهت موفقیتش، طوری مشاوره میدادند که عمر گفته بود خدایا مرا در هیچ مشکلی که علی درآنجانباشد وارد نکن! و بارها اعلام میکرد که اگر علی نبود، عمر هلاک میشد!

همچنین امیرالمؤمنین (ع) فرمود: من حریص ترین امت محمد هستم به وحدت(نهج البلاغه خطبه۷۸) تاجایی که فرمود آنچنان ازعثمان حمایت کردم که ترسیدم معصیت کرده باشم!!
حتی آن حضرت از بین شمشیرها حسنین (ع) را برای رساندن آب به عثمان فرستادند.

و نیز بعدازجنگ جمل ، امام علی (ع) عایشه را با لقب ام المؤمنین سوار بر مرکب با محافظانی ازخانم با احترام کامل به بیتش درمدینه فرستادند.

۲. امام حسن (ع)

در زمان امام حسن (ع), زمانی که در مسجد, علی (ع) را سب میکردند, ایشان جهت وحدت عبا به سر میکشیدند و نشنیده میگرفتند.

۳. امام صادق (ع)

امام صادق (ع) برای فقهای اعظم اهل سنت کلاس درس میگذاشتند و دستور برخورد نیکو و عیادت مریضان اهل سنت وتشییع جنازه هایشان و اقتدا به نماز جماعتشان را صادر کردند.

وقتی به حضرت عرض شد ما در مسجد شخصی را مبینیم که علنا به دشمنان شما ناسزا و دشنام میدهد، حضرت فرمودند:او را چه شده است؟ خدا او را لعنت کند که ما را در معرض لعن قرار داده و بعد ایه ۱۰۸سوره انعام را قرآئت فرمودند.

۴. فقهای شیعه

امام خامنه ای هر تفرقه ای رو خیانت به اسلام؛ خدمت به کفر و حرام شرعی اعلام کردند.
متن فتوای ایشان به شرح زیر است:
متن عربی:
«یحرم النیل من رموز إخواننا السنه فضلاً عن اتهام زوجه النبی بما یخل بشرفها بل هذا الأمر ممتنع على نساء الأنبیاء وخصوصاً سیدهم الرسول الأعظم»
ترجمه فارسی:
«اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام زنی به همسر پیامبر اسلام حرام است. این موضوع شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سید الانبیاء پیامبر اعظم می‌شود.»

اما نظر سایر آیات عظام:

حضرت آیت الله سیستانی: دشنام به مقدسات اهل سنت مغایر با آموزه های اهل بیت عصمت (علیهم السلام) به شیعیان و شاگردان خود است.

حضرت آیت الله وحید خراسانی: نباید با اتباع مذاهب دیگر دشمنی کرد، نباید به مقدسات آنها توهین نمود، لعن و سبّ بزرگان آنها جایز نیست، زیرا موجب دور کردن آنها از اهل بیت و معارف آنها می‏شود.

حضرت آیت الله جوادی آملی: سبّ صحابه، اهانت به مقدسات شیعه یا سنی، توهین و تحقیر ظالمانه نسبت به باورهای هرکدام از دو گروه، حرام و ایجاد اختلاف و روشن کردن آتش تفرقه و شقاق و تحطیم و هدم اساس وحدت امت اسلامی، گناهی بزرگ است.

حضرت آیت الله نوری همدانی: جائز نیست.

حضرت آیت الله موسوی اردبیلی: مومنین باید از کارهایی که موجب تشدید اختلاف به خصوص در شرایط فعلی و در مقابل کفر و الحاد می شود اجتناب کنند.

حضرت آیت الله شبیری زنجانی: مومنین باید از انجام اموری که باعث تفرقه و اختلاف و تضعیف اسلام می شود اجتناب کنند. در صحیحه ابی بصیر از حضرت باقر علیه السلام نقل شده است إِنَّ رَجُلًا مِنْ تَمِیمٍ أَتَى النَّبِیَّ ص فَقَالَ أَوْصِنِی فَکَانَ فِیمَا أَوْصَاهُ أَنْ قَالَ لَا تَسُبُّوا النَّاسَ فَتَکْسِبُوا الْعَدَاوَهَ لَهُمْ.

حضرت آیت الله محقق کابلی: از اهانت به مقدسات اهل سنت خودداری شود.

حضرت آیت الله علوی گرگانی: اهانت به مقدسات اهل سنت جایز نیست.

حضرت آیت الله العظمی مظاهری: اهانت به مقدسات و اعتقادات مسلمانان و ایجاد تفرقه میان صفوف پیروان پیامبر عظیم الشان صلی الله علیه و آله و سلم، عقلا و شرعا جایز نیست.

حضرت آیت الله مدنی تبریزی: اسلام توهین به مقدسات هیچ یک از ادیان، به ویژه مذاهب اسلامی را جایز نمی داند و هر حرکتی که موجب اختلاف میان امت اسلامی و خسارت و ضرر مالی و جانی به مسلمانان گردد، حرام و خلاف شرع است.

حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی: هر عمل یا گفتاری که موجب فتنه و اختلاف بین مسلمانان شیعه و سنی شود، جایز نیست.

منبع : وحدت شیعه و سنی در کلام بزرگان / نوانا

موضوعات: مذهبی, سیاسی
[جمعه 1395-02-17] [ 05:35:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  ديدگاه حضرت زهرا عليها السلام نسبت به حيا ، عفت و حجاب چيست؟ ...

براى دست يافتن به ديدگاه حضرت زهرا عليها السلام مى ‏توان از سيره عملى ، سخنان ، و مطالبى كه از رسول خدا صلى الله عليه وآله نقل شده‏است بهره گرفت.
از آن حضرت روايت شده كه فرمودند:
«آنچه براى زنان نيكوست اين است كه مردان نامحرم را نبيند و نامحرمان نيز او را نگاه نكنند».(74)

حجاب حتى از نابينا
روزى مردى نابينا پس از اجازه گرفتن وارد خانه حضرت زهرا عليها السلام شد. پيامبر صلى الله عليه وآله مشاهده كرد كه حضرت زهرا عليها السلام برخواست. حضرت فرمود: دخترم! اين مرد نابيناست؟ فاطمه‏ عليها السلام پاسخ داد:
«اگر او مرا نمى ‏بيند ولى من او را مى ‏نگرم و او بوى مرا استشمام مى ‏كند».(75)؛
رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمودند: شهادت مى ‏دهم كه تو پاره تن من هستى.

نزديك‏ترين حالت زن نزد خداوند
از حضرت زهرا عليها السلام نقل شده است كه مى ‏فرمايند:
«نزديك‏ترين حالتى كه زن نزد پروردگارش دارد اين است كه داخل خانه‏ اش سكنى گزيند.»(76).

خوشحالى براى دور شدن از نامحرمان‏
هنگامى ‏ كه پيامبر صلى الله عليه وآله كارهاى بيرون خانه را به عهده حضرت على‏ عليه السلام و امور داخلى منزل را به حضرت فاطمه‏ عليها السلام واگذار كرد ، آن حضرت چنين فرمود:
كسى به جز خدا نمى ‏داند كه چه قدر از اين كه رسول خدا مرا از برخورد با مردان نامحرم معاف كرد خوشحال شدم.»(77)

حجاب حتى بعد شهادت‏
حجاب براى حضرت فاطمه آنقدر اهميت داشت كه حتى راضى نشد بعد از شهادت هم حجم بدن او نمايان باشد.
روزى فاطمه زهرا عليها السلام به اسماء فرمود: چه بد است اين تخته‏هايى كه بدن مرده را براى تشييع جنازه روى آن مى ‏گذارند! زيرا وقتى زنى را روى آن قرار مى ‏دهند و پارچه اى بر بدنش مى ‏كشند، حجم بدن او معلوم است.
اسماء گفت: من كه در حبشه بودم، مى ‏ديدم مردم آنجا تابوتى از چوب درست مى ‏كردند و مرده را داخل آن مى ‏گذاشتند.
سپس اسماء با چوب خرما تابوتى لبه‏ دار درست كرد و به فاطمه‏ عليها السلام نشان داد. حضرت فاطمه بسيار خوشحال شد و فرمود: اين خيلى خوب است. وقتى مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‏اى روى آن بكشند، ديگر معلوم نمى ‏شود مرده مرد است يا زن. آنگاه فرمود: پس از مرگم، مرا در همين تابوت بگذاريد.(78)

زن بدحجاب‏
از حضرت زهرا عليها السلام نقل شده كه پيامبر صلى الله عليه وآله فرمود:
«يا بنتى! امّا المعلّقة بشعرها فانّها كانت لاتغطّى شعرها من الرجال…»(79)؛
«اى دخترم! امّا زنى كه - در جهنم به مويش آويزان شده بود او زنى بود كه مويش را از مردان نمى ‏پوشانيد…».

زينت زن براى نامحرم‏
«…و امّا التى كانت تأكل لحم جسدها فانّها كانت تزيّن بدنها للناس»(80)؛
«…و امّا زنى كه گوشت بدنش را مى ‏خورد پس او زنى بود كه بدنش را براى مردان (نامحرم) زينت مى ‏كند».
————————————————————-
74) بحارالانوار ، ج 101 ، ص 36.
75) بحارالانوار ، ج 43 ، ص 91.
76) بحارالانوار ،ج 43 ، ص 92.
77) بحارالأنوار، ج 43، ص 81.
78) بحار الانوار 2/67.
79) بحارالانوار ، ج 8 ، ص 309.
80) بحارالانوار ، ج 8 ، ص 309.

منبع : ديدگاه حضرت زهرا عليها السلام نسبت به حيا ، عفت و حجاب چيست؟ / موسسه جهانی سبطین

موضوعات: مذهبی, اخلاقی, روانشناسی اسلامی
[جمعه 1395-02-10] [ 12:50:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  حیا و عفت چیست ؟ ...

حیا، صفتی ارزشمند

خداوند در قرآن کریم حدود سیصد آیه قرآن را به معرفی منافقان و خطرات آنها اختصاص داده تا جائی که در سوره توبه می فرماید : اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعینَ مَرَّةً فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ - “یعنی اگر شما که پیغمبر من هستی برای اینها طلب استغفار کنید اینها بخشیده نمی شوند”
اما می خواهیم اینرا بگوییم که با همه این مطالب پیامبر اکرم فرمودند : «ارجو للمنافق مادام یستحیی» “یعنی اگر در وجود منافق حیا باشد بازهم به اصلاح او امید دارم".

جایگاه اصلی حیا کجاست؟

وقتی که حضرت سلیمان ع می خواست به پیامبری برسد خداوند متعال به حضرت داوود فرمود از فرزندت چهارده سوال بپرس اگر درست جواب داد فرمولی که برای نبوت به تو دادم به او هم بده

آنوقت یکی از سوال ها این بود : پسرم «این موضع الحیاء ؟ » اینجا بود که حضرت سلیمان ع جواب دادند : پدر جان «موضع الحیاء العینان» جواب داد پدرم جایگاه اصلی حیا دو چشم انسان است

یعنی اینکه اگر خوستید ببینید چه کسی حیای بیشتری دارد باید چشم او را بررسی کنید ببینید مصداق آیه شریفه است که می فرماید :« َ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِم‏ » یعنی کسانی که نگاهشان را کوتاه می کنند

حیا معیار گزیینش صحیح

وقتی حضرت علی ع جناب مالک اشتر را به مصر فرستادند : نامه ای هم برای ایشان ارسال فرمودند که مضمون بسیار عالی و غنی دارد . بخشی از این نامه اینست که ای مالک وقتی خوستی نیرو برای دستگاهت استخدام کنی دو معیار اصلی را در آن نیرو در نظر بگیر تعبیر حضرت اینست « و توخ منهم اهل التجربه و الحیاء » اینکه کارمند تو تجربهداشته باشد و صفرکیلومتر نباشد و دیگر اینکه حیا داشته باشد.

بی حیایی یعنی تمام شر

حدیث زیبائی دیدم از پیامبر اعظم ص درباره حیا که خوبه که شما هم بدانید

حضرت فرمودند : إِذَا لَمْ‏ تَسْتَحِ‏ فَاعْمَلْ مَا شِئْتَ أَیْ إِذَا فَارَقْتَ الْحَیَاءَ فَکُلُّ مَا عَمِلْتَ مِنْ خَیْرٍ وَ شَرٍّ فَأَنْتَ‏ بِهِ مُعَاقَب‏ یعنی وقتی کسی حیا نداشته باشه پس هر کاری که بخواهد بکند . زیرا در این صورت اعمال خوب و بد او یکسان است‏

روایت عجیبیه ! نه ؟

بله حیا اینقدر مهمه حتی در روایت دیگری داریم که حضرت فرمودند :

وَ مَنْ حُرِمَ‏ الْحَیَاءَ فَهُوَ شَرٌّ کُلُّه‏ یعنی کسی که از حیا محروم باشد همین (عدم حیا) تمام بدیهاست

چی بگم دیگه ؟!!

عفت، میوه حیاء

امیرمؤمنان علی(ع) درباره نتیجه و ثمره حیا و شرم ورزی از سوی انسان ها می فرماید: ثمره الحیاء العفه؛ نتیجه شرم و حیا، عفت و پاکدامنی است.

عفت که در زبان فارسی از آن به پاکدامنی تعبیر می شود، مرتبه ای روحی و روانی در آدمی است. انسان پاکدامن و عفیف خود را چنان می پوشاند که هیچ کس عیبی از او نبیند و چنان جامه حیا بر سر می کشد که نه تنها هیچ زشتی و عیبی در او دیده نشود بلکه همه اش زیبایی است که از وی برمی خیزد و به اطرافیان می رسد. البته همان گونه که دامنه حیا و شرم گسترده است و امور بسیاری فراتر از مسایل جنسی را دربرمی گیرد، عفت نیز که نتیجه و ثمره حیا می باشد، گستره وسیعی را شامل می شود.

راغب اصفهانی در کتاب ارزشمند «مفردات الفاظ القرآن الکریم»، «عفت» را به معنای پدید آمدن حالتی در نفس دانسته که آدمی را از غلبه شهوت باز می دارد و «عفیف» به کسی گفته می شود که دارای این وصف و حالت باشد.

صاحب «مقاییس اللغه » می نویسد: «عفت در اصل به دو معنا آمده است: نخست، خودداری از انجام کارهای زشت و دیگر، کم بودن چیزی. از این رو عرب به باقی مانده شیر در سینه مادر «عفه» (بر وزن مدت) می گوید.»

با این همه از کلام راغب اصفهانی در مفردات استفاده می شود که هر دو معنای پیش گفته به یک چیز و اصل باز می گردد که همان قناعت به چیز کم و اندک است. از این رو عفیف به کسی می گویند که به چیز کم قانع باشد.

حسن مصطفوی مؤلف کتاب التحقیق می نویسد: «این ماده در اصل، به معنای حفظ نفس از تمایلات و شهوات نفسانی است، همان گونه که تقوا به معنی حفظ نفس از انجام گناهان می باشد، بنابراین عفت یک صفت درونی است، در حالی که تقوا ناظر به اعمال خارجی است».

علمای اخلاق نیز در تعریف «عفت»، آن را صفتی حد وسط در میان شهوت پرستی و خمودی دانسته اند.

آنچه بیان شد، تفسیر «عفت» به مفهوم عام کلمه بود، زیرا بعضی برای معرفی «عفت» از نقطه مقابل آن، یعنی، پرده دری نیز استفاده کرده اند. به همین علت در بسیاری از موارد، واژه «عفت» را در مورد پرهیزگاری در خصوص مسایل جنسی استعمال کرده اند.

به هر حال از آیات قرآن مجید و روایات اسلامی استفاده می شود که «عفت» به هر دو معنای آن، از بزرگترین فضایل انسانی است و هیچ کس در سیر الی الله، بدون داشتن «عفت» به جایی نمی رسد. در زندگی دنیا نیز آبرو و حیثیت و شخصیت انسان در گرو عفت است.

پس عفت دارای دامنه وسیع معنایی است و شامل امور بسیاری می شود که عفت در امور جنسی و مالی بخشی از گستره معنایی و مصداقی آن است. از این رو در برخی از روایات، عفت، افضل العباده (اصول کافی، ج۲، ص۹۷) شمرده شده که بر همین معنای وسیع دلالت می کند. هر چند که بیش تر مردم با دو مصداق اصلی عفت یعنی مالی و جنسی بیش تر درگیر می باشند و روایات زیادی نیز خواستار عفت در این دو حوزه و زمینه شده است. (همان)

با توجه به آن چه گفته شد، معلوم می شود که ارتباط تنگاتنگی میان ایمان و حیا و عفت وجود دارد و اگر انسان بخواهد به برترین فضیلت های انسانی دست یابد باید به شرم و حیا توجه ویژه ای داشته باشد؛ زیرا بی آن از دایره انسانیت خارج شده و در مقام پست تر از چارپایان سقوط می کند؛ زیرا هر مسئولیت و تکلیفی از وی برداشته می شود و شخص می تواند هر کاری را انجام دهد بی آن که خود را مسئول بشمارد در این حالت گفته می شود که خداوند او را به حال خود واگذاشته و رها کرده است، هر چند که تبعات و پیامدهای این واگذاری از سوی خداوند را در دنیا و آخرت به شکل عذاب های مختلف خواهد دید.

به هر حال انسان بی حیا و بی شرم از دایره تکلیف و ایمان و مسئولیت بیرون است و هیچ خیری به خودش و دیگران از جانب وی نمی رسد بلکه چیزی جز شر و بدی و عذاب ندارد.

منبع : حیا و عفت چیست

موضوعات: مذهبی, اخلاقی, روانشناسی اسلامی
 [ 12:39:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  آیه ای از قرآن که شما را متحول می کند!!!! ...

روي پرده خانه كعبه اين آيه از قران حك شده كه نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــيمُ و من هنوز و تا هميشه به همين يك آيه دلخوشم … بندگانم را آگاه كن كه من بخشنده مهربانم

موضوعات: مذهبی, تصویر نوشته
 [ 12:39:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت

  فقط مانده یک روسری... ...

فقط مانده یک روسری…
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺸﺎﻭﺭﯾﻦ ﻭ ﺟﺎﺳﻮﺳﺎﻥ ﮐﺎﺥ ﺳﻔﯿﺪ
ﺩﺭ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺧﻮﺩ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ:
ﻣﺎ ﻣﻮﻓﻖ ﺷﺪﯾﻢ
ﭼﺎﺩﺭ ﻣﺸﮑﯽ ﺯﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﭼﺎﺩﺭ ﺗﻮﺭﯼ ﻭ ﮔﻠﺪﺍﺭ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﮐﻨﯿﻢ.
ﭼﺎﺩﺭ ﺗﻮﺭﯼ ﻭ ﮔﻠﺪﺍﺭ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﮐﻨﯿﻢ!
ﻣﺎﻧﺘﻮ ﻫﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﻣﺎﻧﺘﻮﻫﺎﯼ ﺭﻧﮕﯿﻦ، ﺗﻨﮓ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ.
ﻭ ﺍﮐﻨﻮﻥ
ﺍﺯ ﺣﺠﺎﺏ ﯾﮏ ﺯﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ
ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺭﻭﺳﺮﯼ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
که آن هم به لطف روسری های لیز به راحتی سر میخورد و مدام از سر آنها میُفتد
ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﻧﺎﻣﺤﺮﻣﺎﻥ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ.
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺤﯿﻄﯽ ﻧﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﺎ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﮐﻨﻨﺪ.
ﺍﮔﺮ ﻣﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﯿﻢ
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺳﺮﯼ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ
ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺭﺍ بیشتر ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﻬﺎ ﺑﮑﺸﺎﻧﯿﻢ
ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺸﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ!!!!
ﺁﻧﻮﻗﺖ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺍﺳﻼ‌ﻡ ﻭ ﺍﻧﻘﻼ‌ﺏ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺎﻗﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ!!
میبینی بانوی مسلمان ایرانی؟؟؟
میبینی چه خوابها برایمان دیده اند و به راحتی دارند خوابهایشان را تعبیر میکنند…؟

موضوعات: بصیرت, مذهبی, سیاسی
[یکشنبه 1395-02-05] [ 10:43:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  آن روز، بسیار نزدیک است...... ...

مایکل ویلیام کادری (Michael William Cadry) نویسنده کتابی آخرالزمانی است به نام WHAT YOUR EYES HAVE NOT SEEN «چیزی که چشمان شما تابحال ندیده است» و در این کتاب اشاره می کند به اینکه:

بسیاری در گذشته های نه چندان دور اشاره داشتند به اینکه بازگشت مسیح مقدس بسیار نزدیک است؛ اما رسانه ها هیچ توجهی به آنها نداشته و نخواستند هیچ کمکی به آنها ارائه دهند. اما من در این کتاب به روشنی بیان می دارم که بازگشت دوباره مسیح مقدس نزدیک است و او در زمانی کوتاه می آید؛ هر چند که جز خداوند عالیقدر هیچ کس روز و ساعت آن را نمی داند؛ نه من و نه شما، و نه حتی خود مسیح. اما من می توانم به یقین بگویم که آن روز بسیار نزدیک است؛ من آن را به وضوح درک کرده و به تجربه عمیقی از آن رسیده ام. و شما نیز بزودی به این حقیقت خواهید رسید و من امیدوارم که خداوند به زودی دلهای شما را با این بشارت روشن سازد و نور امید را در دلتان بتاباند.
آری، سرانجام آرامش و زیبایی به جهانی که ما در آن زندگی می کنیم بازخواهد گشت و ما آن روز را انتظار می کشیم.

لیکن آیا ما برای آن روز بزرگ و آن رویداد جهانی آماده ایم؟ آیا ما به اندازه کافی به او و ظهورش اندیشیده ایم؟ آیا امروز عیسی مسیح از تفکر و تلاش ما راضی و خشنود است؟

بدانید اگر او امروز از ما راضی و خشنود باشد فردا که روبرویش ایستاده ایم لبخند رضایت را در سیمایش خواهیم دید.

بکوشیم و تلاش کنیم که خود را به زودی آماده و شایسته دیدار عیسای مقدس کنیم.

منبع : آن روز، بسیار نزدیک است…… / مطالب جالب دینی

موضوعات: مذهبی, اخلاقی
 [ 10:16:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  چرا طواف کعبه خلاف عقربه‌ های ساعت است؟! ...


به گزارش ایران ناز به نقل از ندای انقلاب، حسین اردکانی، دکترای علم فیزیک و از شاگردان پروفسور حسابی در گفت وگو با فارس گفت: هر آنچه در شارع مقدس وجود دارد دارای مبنای علمی است به طوری که در اعمال حج آمده است که جهت حرکت برای طواف به سمت چپ و خلاف جهت عقربه های ساعت باشد یا اینکه اکثر مراجع تقلید می گویند که بهتر است در ناحیه در خانه خدا تا مقام ابراهیم طواف انجام شود. وی افزود: تمام اینها از نظر علم فیزیک قابل اثبات است. در نیمکره شمالی که خانه خدا واقع شده است وقتی هر ذره یا جسمی خلاف جهت عقربه های ساعت بچرخد ۵ نیرو به آن وارد می شود که جمع این نیروها و انرژی ها به سمت داخل است. در بحث طواف هم همین است، ذرات در اینجا انسان ها هستند و مجموع این نیروها نیز به سمت مرکز که همان خانه خداست هدایت می شود. این فیزیکدان ادامه داد: اگر در طواف، چرخش به سمت راست انجام می شد در علم فیزیک آمده است که گریز از مرکز رخ می داد و طبق قانون فیزیک ذرات که در اینجا انسان ها هستند به سمت بیرون پرتاب می شدند و نیروی آنها به سمت مرکز که همان خانه خداست هدایت نمی شد. اردکانی گفت: حالا اگر خانه خدا در نیمکره جنوبی واقع می شد حتماً در دین ما تأکید بر این می شد که باید در جهت عقربه های ساعت یعنی به سمت راست، طواف خانه خدا انجام شود. وی درباره تأکید بر طواف بین در خانه خدا و مقام ابراهیم نیز اظهار داشت: هر جسم متحرکی که حرکت دورانی دارد اگر شعاع کم شود، سرعت آن به طور ناخودآگاه زیادتر می شود و تمایل و تمرکز آن به سمت داخل و مرکز بیشتر می شود به همین دلیل اکثر مراجع می گویند که در این فاصله طواف خانه خدا انجام شود چون با این تمرکز، صعود و عروج رخ می دهد. این دکترای علم فیزیک معتقد است که همه چیز در دنیا بر اساس علم فیزیک قابل بررسی است اما علم انسان در این حد نیست که تمام آنها را دریافت کند.

منبع : چرا طواف کعبه خلاف عقربه‌ های ساعت است؟! / مطالب جالب دینی

موضوعات: مذهبی, اخلاقی
 [ 10:14:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  وضعیت حجاب در تهران از نظر آیت الله موحدی کرمانی ...

آیت الله موحد کرمانی در خطبه اول نماز جمعه امروز تهران با اشاره به آغاز ماه رجب گفت: همه باید بکوشیم از ظلمت خارج شویم.

وی با اشاره به آیات قرانی افزود: قل اعوذ برب الفق یا قل اعوذ برب الناس به پیامبر گفته می شود به من پناه ببر. می خواهیم از ظلمت ها به خدا پناه ببریم. ظلمت فراوان است و تعبیر جمع برای آن در قرآن آمده است.

موحدی کرمانی با اشاره به انواع ظلمت به غضب، حب دنیا اشاره کرد و افزود: خداوند متعال بدترین ظلمت ها را ظلمت جهل دانسته است.

وی یادآور شد: عدم بصیرت که مقام معظم رهبری پیوسته سفارش آن را می کنند مهم است. جهل فضا را برای انسان تاریک می کند، تا جایی که به دلیل جهل امام حسین (ع) را به امید بهشت می کشند.

خطیب جمعه تهران تصریح کرد: ببینید داعش چه جنایاتی می کند، مغزشان را شستشو داده اند و به آنها مژده می دهند که یک ساعت دیگر پس از مرگ در راه خدا در کنار پیامبر هستی.

موحدی کرمانی در بخش دیگر سخنان خود به حوادث تاریخی در زمان پیام اسلام پرداخت و گفت: پیغمبر اکرم (ص) در آخرین لحظات حیات خود حدیث ثقلین را برای مردم خواند و تاکید کرد که اگر تمسک به اهل بیت و قرآن بود هیچ یک از مشکلات را مسلمانان نداشتند.

وی به احادیث بسیاری در مورد امام علی (ع) در کتب شیعه و سنی اشاره کرد و گفت: در ذخایر العقبی از کناب های اهل تسنن به نقل از جناب عمر از پیامبر (ص) آمده که اگر هفت آسمان و طبقه هفت زمین در یک کفه ترازو قرار بگیرد و ایمان علی در طبقه دیگر ایمان علی سنگین تر است.

وی در ادامه به برتری های علی از نظر علم و ایمان اشاره کرد و افزود: روایات فراوانی در مورد فضایل امیر المومنین است که قابل شمارش نیست. اما امروز که علی(ع) در بین ما نیست تکلیف ما چیست؟ و امروز انسان ها وقتی در مسائل مختلف تردید دارند چه باید بکنند؟

خطیب جمعه افزود: اسلام مسائل سیاسی، اجتماعی، حکومتی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی، دفاعی و سیاست داخلی و خارجی دارد. مسلمانان در اینها باید به سراغ اسلام شناس بروند. خوشبختانه در قانون اساسی ما مساله رهبری و ولایت روشن بیان شده و حرف آخر را رهبر می زند و هیچ کس حق ندارد نظری بعد از آن بدهد.

وی خاطرنشان کرد: در قانون اساسی شرایط رهبری؛ عدالت، تقوا، بینش سیاسی و اجتماعی است و تمام بزرگان و علمای درجه یک کشور در مجلس خبرگان تشخیص می دهند چه کسی این خصوصیات را دارد. هر چه از عمر رهبر انقلاب می گذرد این قدرت و این شرایط وزین تر می شود.

موحدی کرمانی تاکید کرد: همه در مسائل حکومتی و داخلی و سیاسی باید مطیع رهبر باشند؛ شیعه و سنی و در کشور ما الحمد الله اهل تسنن کنار تشیع هستند.

وی افزود: در ضمن این رهبر با این عظمت و این شرایط باید با مردم مشورت کنند و قانون اساسی آن را هم تبیین کرده و ایشان با مجمع تشخیص مصلحت نظام مشورت کرده و نظرها را می گیرند و در نهایت تصمیم را خود می گیرند. همانطور که در قرآن نیز به پیامبر توصیه به مشورت شده است اما خود او باید تصمیم بگیرد.

منبع : در تهران کار از بدحجابی به کشف حجاب رسیده است / فتن

موضوعات: مذهبی
 [ 09:58:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  شهیدی که به جهنم رفت!!! ...

در روایات اسلامی در رابطه با موضوع نیکی کردن این طور آمده است: «لِکُلِّ بِرٍّ بِرٍّ» یعنی برای هر نیکی در عالم، نیکی برتری وجود دارد؛ جهاد و شهادت فی سبیل‌الله مافوق تمام نیکی‌هاست و آن قدر باب مهمی است که خداوند فرمود: «فَتَحَلّی لِخاصَّةِ أولیائه» به این معنا که خداوند باب شهادت را فقط برای بندگان خاص خودش باز کرده است.

شهادت اوج بندگی انسان است و تمام حضرات معصومین (ع) و حتی وجود مقدس صاحب‌الزمان (ع) به وسیله شهادت به محضر خدا رسیدند؛ و زمانی که قسّیسّین حضرت حق، محضر امام زمان (ع) را درک می‌کنند در رکاب ایشان به شهادت می‌رسند.

در روایت شریفی به نقل از پیامبر اسلام (ص) آمده است که روزی حضرت موسی‌بن‌عمران (ع) به خداوند عرضه داشت: خدایا حال دوستِ من که شهید شده، در عالم برزخ چگونه است؟ خداوند به حضرت موسی (ع) گفت: او در جهنم است؛ حضرت موسی (ع) با تعجب به خدا عرضه داشت خدایا مگر وعده نکرده‌ای که شهید با اولین قطره خونش به بهشت می‌رود و همه گناهانش آمرزیده می‌شود، خدا به حضرت موسی (ع) گفت: بله اما دوست تو اصرار به آزردن پدر و مادرش داشت و من عمل کسی را که بر پدر و مادرش ستم کند قبول نمی‌کنم، حتی با شهادت؛ بنابراین کسانی اسمشان در طومار شهداء نوشته می‌شود که عاق والدین نباشد.

روایتی از امام زین‌العابدین (ع) درکتاب رساله حقوق نقل شده است که ایشان فرمودند: «وَ اَمّا حَقُّ اَبیکَ فَتَعْلَمَ اَنَّهُ اَصْلُکَ وَ اَنَّکَ فَرْعُهُ وَ اَنَّکَ لَوْلاهُ لَمْ تَکُنْ، فَمَهْما رَاَیْتَ فی نَفْسِکَ مِمّا تُعْجِبُکَ فاعلمان اَباکَ اَصْلُ النِّعْمَهِ عَلَیْکَ فیهِ وَ احْمَدِ اللّهَ وَ اشْکُرْهُ عَلی قَدْرِ ذلِکَ» « و امّا حقّ پدرت را باید بدانی که او اصل و ریشه توست و تو شاخه او هستی، و بدانی که اگر او نبود تو نبودی، پس هر زمانی در خود چیزی دیدی که خوشت آمد بدان که از پدرت داری، زیرا اصل و اساس نعمت و خوشی تو، پدرت است، و خدا را سپاس بگزار و به همان اندازه شکر کن».

در قرآن کریم این طور آمده است که هر خوبی که به انسان می‌رسد از ناحیه خداوند متعال است اما هر عمل زشتی که به انسان می‌رسد نتیجه اعمال خودش است و اصل تمام خصلت‌های نیک در انسان از پدرش و به واسطه اوست بنابراین بر خدا و پدرت شکرگزاری کن و هیچ قوه و نیرویی جز از ناحیه خداوند نیست.

در روایت شریفی به نقل از پیامبر اسلام (ص) آمده است که روزی حضرت موسی‌بن‌عمران (ع) به خداوند عرضه داشت: خدایا حال دوستِ من که شهید شده، در عالم برزخ چگونه است؟ خداوند به حضرت موسی (ع) گفت: او در جهنم است؛ حضرت موسی (ع) با تعجب به خدا عرضه داشت خدایا مگر وعده نکرده‌ای که شهید با اولین قطره خونش به بهشت می‌رود و همه گناهانش آمرزیده می‌شود، خدا به حضرت موسی (ع) گفت: بله اما دوست تو اصرار به آزردن پدر و مادرش داشت و من عمل کسی را که بر پدر و مادرش ستم کند قبول نمی‌کنم، حتی با شهادت

به سبب اذیت کردن پدر و مادر، آن نعمتی که از ناحیه خداوند به پدر تفویض شده است تبدیل به نقمت می‌شود و اگر کسی خونش ریخته شود، به هدر رفته و جهنمی است، بنابراین اگر نعمت با لطف کردن به «ربّ صغیر» یعنی پدر و مادر توأم و همراه شد آن موقع معنی نعمت را به خود می‌گیرد.

روایتی از پیامبر اکرم (ص) در کتاب‌های اصول کافی و بحارالانوار ج 74 نقل شده است که به انسان‌ها یادآوری می‌کنند و می‌فرمایند: عقوق دارای مراتبی است و فوق تمام عقوق این است که انسان باعث شود که پدر و مادرش به وسیله او بمیرند؛ بنابراین انسان با خواندن هزار رکعت نماز مستحبی به جایی نمی‌رسد، اما راه توبه در صورتی که توبه حقیقی باشد باز است .

* یکی از راه‌های رسیدن به قرب الهی، اطاعت محض از فرامین الهی است
احسان به پدر و مادر

یکی دیگر از راه‌های رسیدن به قرب الهی، اطاعت محض از فرامین الهی است اما سؤالی در اینجا مطرح می‌شود که چرا اولیای الهی بر این باورند که مسائل الهی تعبدی است؟ در جواب این سؤال باید گفت که اموری که خداوند برای انسان‌ها برنامه‌ریزی کرده است فوق عقل بشری است و عقل بشری نمی‌تواند آن‌ها را درک کند، بنابرین گوش دادن به اوامر پدر و مادر، انسان را به اوج می‌رساند.

انجام دادن دو عمل نیک، شهید سید احمد پلارک را به این مقام رفیع رساند، یکی از آن‌ها این بود که روزی سید احمد پلارک با ماجرایی برخورد که نتیجه آن انجام دادن گناهی بزرگ بود اما از آن چشم‌پوشی کرد، در نتیجه او را به اوج رساند یعنی لحظه‌ای، محکم و قوی به نفس اماره و شهوتش نه گفت و اوج گرفت.

دیگر اینکه سید احمد پلارک به مادرش گفته بود جبهه رفتن من باید با رضایت قلبی تو باشد بنابراین خداوند پرده‌هایی را از جلوی چشمانش کنار زد و باعث شد تا حقایق را درک کند؛ امام خمینی (ره) فرمودند: بعضی از شهداء یک روزه ره صد ساله فهمیدند و رفتند.

اگر انسان عاق والدین شده باشد، می‌تواند تکبر را کنارگذاشته و به وسیله خضوع و خشوع دل پدر و مادرش را به دست آورد پیامبر اکرم (ص) در روایتی فرمودند: منظور از خضوع و خشوع این است که در مقابل آن‌ها بی‌ادب ننشینی و مؤدب باشی و صدایت را نسبت به صدای پدر و مادر بالاتر نبری.

روایتی از امام زین‌العابدین (ع) درکتاب رساله حقوق نقل شده است که ایشان فرمودند: وامّا حقّ پدرت را باید بدانی که او اصل و ریشه توست و تو شاخه او هستی، و بدانی که اگر او نبود تو نبودی، پس هر زمانی در خود چیزی دیدی که خوشت آمد بدان که از پدرت داری، زیرا اصل و اساس نعمت و خوشی تو، پدرت است، و خدا را سپاس بگزار و به همان اندازه شکر کن

از مرحوم شیخ غلام‌الحسین اشرفی (ره) نقل شده است که روزی در زمان کودکی پای منبر شیخ فضل‌الله محلاتی (ره) نشسته بودم که فرمودند: کسی که می‌خواهد به اوج مقامات الهی برسد صدایش را از صدای پدر و مادرش پایین‌تر بیاورد و از آن زمان به بعد به این دستور عمل کردم در حالیکه پدر و مادرم به من می‌خندیدند که چرا صدایم را نازک می‌کنم.
احسان به پدر و مادر

بوسیدن دست و پای پدر و مادر کبر و غرور را پایین می‌آورد؛ آیت‌الله مکارم شیرازی نقل می‌کنند که هر وقت به شیراز می‌رفتم دست و پای پدر و مادرم را می‌بوسیدم و در ادامه گفتند هیهات اگر انسان فکر کند که تنهایی به جایی می‌رسد.

مرحوم ملامحسن فیض کاشانی نقل می‌کنند که اگر سجده به غیر از خدا واجب می‌شد، یقینا بر پدر و مادرم سجده می‌کردم؛ بنابراین اگر آن طوری که نباید با پدر و مادر برخورد کرد برخورد شود، فرزندانش بدتر از آن را با او برخورد می‌کنند و بهتر این است که قبل از اینکه پدر و مادر چیزی را از ما طلب کنند، آن کار را به رایشان انجام بدهیم.

کسانی که پدر و مادرشان را از دست داده و از دار دنیا رفته‌اند و از طرفی عاق آن‌ها نیز شده‌اند، می‌توانند برای انجام هر عمل مستحبی که قصد انجام آن را دارند، پدر و مادرشان را نیز در ثواب آن اعمال شریک کنند البته غیر از اعمال واجب و خوب است که هر جمعه قبل از طلوع آفتاب بر سر مزارشان بروند تا مشکلشان برطرف بشود و روزانه حداقل 110 مرتبه برای آن‌ها استغفار کند، بنابراین هیچ موقع نباید پدر و مادر فراموش شوند و همان طور که پروردگار رب عظیم برای انسان‌ها حیّ ابدی است، ربّ صغیر نیز باید برای انسان‌ها حیّ ابدی باشند.

منیع : شهیدی که به جهنم رفت!!! / مطالب جالب و دینی از اسلام

موضوعات: مذهبی, داستان, اخلاقی
[جمعه 1395-02-03] [ 11:44:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت

  نسخه آیت‌الله ملکی تبریزی برای کنترل چشم! ...

اولیاء خدا یک نسخه داده اند که هر کس حتّی اگر تمکن مالی دارد، باید عمل کند و اتّفاقاً از لحاظ بهداشتی هم به دردمان می‌خورد. می‌گویند: اوّلاً گرسنه شو و بعد سراغ غذا برو. بعد هم موقعی که گرسنه هستی و سر غذا نشستی، یک مقدار که خوردی، دیدی همچنان می خواهی، بگو: نمی‌خواهم!

اگر می‌خواهی قانع بشوی، حتی موقعی که ولو تمکن مالی داری، کمتر بخور، به تعبیر عامیانه دائم پرس روی پرس می‌خوری که چه؟!

می‌گویند: اگر می‌خواهید قناعت‌پیشگی را یاد بگیرید اوّل از لقمه شروع کنید (این نسخه اولیاء است که بیان می‌کنم)، اگر توانستی این شکم بی‌هنر را کنترل کنی، چیزهای دیگر را هم کنترل می‌کنی. آن‌وقت معلوم است دیگر، کسی که به حلالش مراقبت کند و کم بخورد، دیگر دستش به طرف شبهه‌ناک و حرام نمی‌رود.

لذا آیت‌الله آمیرزا جواد آقای ملکی تبریزی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) در جواب فردی که نسخه‌ای برای کنترل چشم می‌خواست، فرمود: تو قانع نیستی! یعنی چه؟ اگر ما باشیم می‌گوییم که تو کنترل چشم نداری، شهوت داری، امّا ایشان گفتند: تو قانع نیستی، یعنی در حقیقت سرچشمه را به او نشان داد.

آن مرد سۆال کرد که آقا چه کنم؟ فرمودند: از لقمه شروع کن، لقمه را کمتر کن، آن وقت اعضاء و جوارح دیگر هم کنترل می‌شوند. وقتی دستت می‌خواهد به سمت لقمه برود (چون شکم حریص است و فرمان می‌دهد)، بگو: نه، دیگر بس است. از حلال ها، نه فقط از حرام، کنار بکش و قانع باش. آن‌وقت که به مال قناعت می‌کنی، به همسر خودت قناعت می‌کنی و …

اولیاء خدا می‌گویند: اگر یک قدم به نفست جواب دادی، قدم دوم هم می‌خواهد. اگر یک‌بار گفتی: بیا، این شربت به ظاهر گوارای دنیا را بگیر، باز هم می‌خواهد، چرا که حریص و سیری ناپذیر است، تو را می‌کشد، امّا سیر نمی‌شود، لذا باید خیلی مواظب باشیم
عفّت و خویشتنداری؛ رأس همه خیرات

مولی الموالی(علیه الصّلوة و السّلام) فرمود: «الشَّرَهُ أُسُ‏ کُلِ‏ شَر» اساس همه شرها، همین سیری ناپذیری است، «الْعِفَّةُ رَأْسُ‏ کُلِ‏ خَیْر» و عفّت و خویشتن داری، رأس همه .

عفّت تنها به چشم یا فرج نیست، عفّت در شکم، عفّت چشم، عفت دست و … داریم. عفّت تنها برای زن نیست، برای مرد هم هست، مرد هم باید عفیف باشد، عفّت داشته باش و خویشتن‌دار باش. وقتی می‌دانی این پست را نمی‌توانی به دست بگیری، بگو: نه، وقتی می‌دانی از عهده این مقام برنمی‌آیی، بگو: نه.

نفس، تو را می‌کشد امّا سیر نمی‌شود!

چرا بعضی این‌طور خود را برای پست و مقام و ریاست می‌کشند که به ریاست برسند؟! حتی اگر نرسند یک عده دیگر را می‌کشند!

چه می‌شود که انسان، این‌طور می‌شود؟! این حرص و سیری‌ناپذیری برای چیست؟

اولیاء خدا می‌گویند: اگر یک قدم به نفست جواب دادی، قدم دوم هم می‌خواهد. اگر یک‌بار گفتی: بیا، این شربت به ظاهر گوارای دنیا را بگیر، باز هم می‌خواهد، چرا که حریص و سیری ناپذیر است، تو را می‌کشد، امّا سیر نمی‌شود، لذا باید خیلی مواظب باشیم.

کسی که به یاد مرگ و معاد باشد به اندک بهره مندی دنیا قانع و خشنود است. به عبارتی به این حقیقت بیندیشد که ما اعتقاد به معاد و سراى آخرت و حساب و کتاب الهى و پاداش کیفر اعمال داریم و این جهان را منزلگاهى در مسیر یک سفر طولانى مى دانیم و برنامه ما در این جهان آماده شدن و اندوختن زاد و توشه است نه اقامتگاهى براى همیشه ماندن!


تو مسافری،حواست هست؟

امروزه ما طوری در دنیا و در حصول دنیا مصروف هستیم که گویا برای همیشه در دنیا ماندگاریم و قناعت پسندی، زهد و توکل بدای ما بی معنی شده اند حال آنکه رسول اکرم ( صلی الله علیه وآله ) می فرماید. مَالِی وَ لِلدُّنیا؟ مرا با دنیا چه تعلقی است و فرمود: إِنَّما أَنا کَرَاکِبٌ إَستَظِلَّ تَحتَالشَّجَرَهِ ثُمَّ رَاحَ وَ تَرَکَهَا

مثال من مانند مسافری است که برای مدت کوتاهی زیر سایه درختی آرام کرده و بعد آن را رها کرده به راه خود ادامه می دهد .

همین طور می فرماید: کُن فِی الدُّنیا کَأَنَّکَ غَرِیبٌ أَو عَابِرِ سَبِیل، در دنیا مانند مسافر و رهگذر زندگی کن .

انسان با یاد مرگ و معاد به این حقیقت دست می یابد که، دنیا موقت و گذرا و معاد محل بقاء و جاودانگی است. از اینرو هیچگاه دلبسته ی دنیای فانی نمی گردد. امام علی (علیه السلام) فرموده است: «خوشا به حال کسی که به یاد معاد باشد، برای حسابرسی قیامت کار کند، با قناعت زندگی کند و از خدا راضی باشد.» [نهج البلاغه، حکمت 44]

یقینا کسی که به یاد مرگ و معاد باشد به اندک بهره مندی دنیا قانع و خشنود است. به عبارتی به این حقیقت بیندیشد که ما اعتقاد به معاد و سراى آخرت و حساب و کتاب الهى و پاداش کیفر اعمال داریم و این جهان را منزلگاهى در مسیر یک سفر طولانى مى دانیم و برنامه ما در این جهان آماده شدن و اندوختن زاد و توشه است نه اقامتگاهى براى همیشه ماندن!

نکنته پایانی:

حرص نزنیم، سیری‌ناپذیری ما را بیچاره می‌کند، قانع باشیم.

 منیع : نسخه آیت‌الله ملکی تبریزی برای کنترل چشم! / مطالب جالی دینی از اسلام

موضوعات: مذهبی, روانشناسی اسلامی
 [ 11:39:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت

  مادران قاتل ...


زن بودن با خود الزاماتی دارد. زن بودن با خود معنایی دارد که نمی توان آنرا انکار کرد. یک زن همیشه یک مادر است حتی اگر فرزند نداشته باشد. مهربانی ، علاقه ی به کودکان ، گذشت و صبر صفات دیگری است که یک زن را زن می کند ، هرچند این روزها به بهانه ی تجدد و به روز شدن ارزش سابقش را در همجنسان من از دست داده اما هنوز هم تصویری که از یک خانم در ذهن داریم ، همان چهره ی مهربان مادر گونه اش می باشد.

این یک موهبت بزرگ خداوند است که بر عهده ی ما زنان قرار داده شده ، این که ما جنس لطیف هستیم و اینکه وجودمان سر شار از عاطفه خلق شده ،نه تنها نشانه ی ضعف ما نیست بلکه نشانه ایست برای بزرگ ترین و موثرترین نقش جهان هستی که همان مادر بودن است.

از عروسک بازیهای دوران کودکی مان ، علاقه و عشق مان به فرزند معلوم است تا وقتی بزرگ می شویم و شیرین ترین لحظه ی زندگی مان وقتی است که فرزندمان را در آغوش می گیریم.

نمی دانم چرا و چطور اما گاهی کارهای دنیا برعکس می شود. دلیلش این است که بیشتر صندلی های دانگاه را به دست آورده ایم ؟یا در بازار کار گوی سبقت را از آقایان ربوده ایم ؟ علتش تبلیغات غلط است یا گرفتاری ؟ فرقی نمی کند، مهم این است که گاهی برخلاف طبیعت مان شنا می کنیم.

این روزها چیزهای عجیبی می بینیم ، زوج هایی که می گویند: می خواهیم دونفره باقی بمانیم چون بچه مزاحم است ! افرادی که مشکل مالی و غیره ندارند اما تنها یک فرزند می خواهند چون حوصله اش را ندارند و از همه بدتر مادرانی که فرزندان خود را می کشند!

مگر می شود یک زن ، اسطوره ی مهر و عاطفه ،کسی که به پشتوانه ی احساس و عشقش ، خداوند امانتی چون یک انسان را در وجودش قرار می دهد تا او را رشد دهد و به دنیا بیاورد ، بتواند با دست خود این امانت را به قتل برساند؟ متاسفانه هر چند تلخ است اما می شود.
اگر در اخبار بشنویم که مادری فرزند خود را به قتل رسانده است ، سریع عکس العمل نشان می دهیم و می گوییم چقدر بی رحم بوده اما غافلیم از اینکه سقط خودخواسته ی جنین ، همان قتل نفس است

قتل تنها این نیست که کودک را با چاقو بکشیم یا با گاز خفه کنیم ، فرزندی که حق حیاط گرفته است و قبل از تولد ،این حق را از او می گیریم هم ،مقتول حساب می شود اما همه ی سقط ها چنین نیست.

سقط جنین به دو صورت اتفاق می افتد:
_ خواسته

_ناخواسته

نکلیف سقط های ناخواسته مشخص است . مادرانی که فرزندان خود را بخاطر بیماری یا سانحه از دست می دهند .اما سقط های خود خواسته خود به دو بخش تقسیم می شوند:

زمانی که ادامه ی بارداری برای مادر ضرر داشته یا جنین معلولیت دارد ، طبق نظر پزشک این کار انجام می شود .اما صحبت ما بر سر سقط های خود خواسته ایست که بدون هیچ دلیل موجه توسط مادر یا همکاری مادر و پدر انجام می شود.

این جمله خیلی دردناک است ، توسط مادر یا پدر و مادر ، فرزندی از بین می رود.

اگر در اخبار بشنویم که مادری فرزند خود را به قتل رسانده است ، سریع عکس العمل نشان می دهیم و می گوییم چقدر بی رحم بوده اما غافلیم از اینکه سقط خودخواسته ی جنین ، همان قتل نفس است. انهم قتل موجودی که اجازه ی حیاط از ما گرفته اما هنوز پا به دنیا نگذاشته ،او را از بین می بریم.

نمی خواهم بحث های شرعی و قانونی انرا بیان کنم ، تنها می خواهم به تمام مادرانی که صاحب فرزند می شوند و اسم آنرا بارداری ناخواسته می گذارند ، یاد آوری کنم اگر فرزند دارند ،نگاهی به صورت معصوم او بیاندازند . به چشمها و ابروهایش ،به دست ها و پاهایش …. موهایش را نوازش کنند و لحظه ای تصور کنند اگر برای فرزندشان اتفاقی بیافتد چه احساسی خواهند داشت. آن برگه ی آزمایش که دنیا را بر سرشان خراب کردو جواب مثبت بارداری یعنی فرزند دیگری همینطور دوست داشتنی در راه است.
سقط جنین

درست است که وقی انتظارش را نداری ، اضافه شدن یک عضو جدید به خانواده می تواند مشکل ساز باشد و ممکن است برنامه هایت را به هم بریزد اما هر مشکلی راه حلی دارد.ترس از رزق و روزی و مشکلات آینده یعنی ما به خداوند و وعده اش ایمان نداریم .البته اگر به هیچ وجه در انتظار فرزند نیستیم، باید در پیشگیری دقت بیشتری داشته باشیم. سقط جنین یعنی کشتن پاره ای از وجودمان …..

البته در اینجا جنین هایی هم هستند که قربانی روابط نامشروع می شوند. نمی توان اسم قاتل آنها را پدر و مادرگذاشت. قربانیان خاموشی که بخاطر کسب لذت نامشروع دو فرد دیگر به قتل می رسند.

***

وقتی به دنیا آمد فکر اینکه روزی می خواستم او را به قتل برسانم آزارم می داد.هرگاه که به چهره ی زیبایش نگاه می کردم، تصویر آن مطب زیر زینی به یادم می امد که برای کشتن او به آنجا رفته بودم . نمی دانم چه شد .شاید گرمای وجودش را درونم احساس کردم.شاید صدایش را شنیدم که مرا مادر خطاب می کند. چه خوب شد که ترسیدم.ترسیدم و او را نگه داشتم. امروز که به من لبخند می زند باخود می گویم تمام تلاشم را خواهم کرد تا خوشبخت باشد .اوهم خدایی دارد….

منبع : مادران قاتل / مطالب جالب دینی اسلام

موضوعات: مذهبی, اخلاقی
 [ 11:34:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت

  حتی یک گناه نمیکردند ...

امام علی علیه السلام :

اگر مردم می دانستند در قبر ها چه میگذری هرگز گناه نمیکردند .

منبع : عکس نوشته / ندای یک بسیجی

موضوعات: مذهبی, اخلاقی
 [ 11:31:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت

  تمسخر یا مزاح ؟ ...


خدای متعال انسان را آفرید و ارزشی ویژه برای او قرار داد و او را اشرف مخلوقات عالم نامید. این آفریده والا مقام برای خداوند ارزشی ویژه دارد و دوست ندارد کسی شأن انسانی وی را لکه‌دار سازد.

از این روی به انسان‌ها طریقه برخورد صحیح داشتن با یکدیگر را آموزش داده و به آنان فرمان می‌دهد مبادا یکدیگر را به بهانه‌های ظاهری مسخره کنید که شما از کنه وجود یکدیگر بی‌اطلاع هستید:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن یَكُونُوا خَیْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن یَكُنَّ خَیْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَن لَّمْ یَتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»؛ «اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، نباید قومى قوم دیگر را ریشخند كند، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و نباید زنانى زنانِ [دیگر] را [ریشخند كنند]، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و از یكدیگر عیب مگیرید، و به همدیگر لقب هاى زشت مدهید چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان. و هر كه توبه نكرد آنان خود ستمكارند.»(حجرات/11)

در الدر المنثور آمده است که این آیه درباره عده‌ای از بنی تمیم نازل شد که بلال، سلمان، عمار، خباب، صهیب، ابن فهیره و سالم مولای ابی حذیفه را مسخره می‌کردند.

انسان چهار سرمایه دارد که همه آن‌ها باید در دژهای این قانون قرار گیرد و محفوظ باشد: جان، مال، ناموس، آبرو

و طبرسی در مجمع البیان می‌گوید: آیه درباره ثابت بن قیس بن شماس نازل شده که گوشش سنگین بود و هر وقت وارد مسجد می‌شد مردم به او راه می‌دادند تا نزدیک رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برسد، و در آنجا بنشیند تا صدای آن جناب را بشنود.

روزی گویا برای نماز صبح وارد مسجد شد و هنوز هوا تاریک بود، و مردم از نماز فارغ شده بودند، و هر کس در جای خود نشسته بود، او شروع کرد از سر و گردن مردم رد شدن، و می‌گفت راه بدهید راه بدهید، تا رسید به مردی. آن مرد گفت: تو مگر بیش از یک جا می‌خواهی؟ خوب همین جا بنشین. قیس در حالی که سخت ناراحت بود، همانجا پشت سر آن مرد نشست، وقتی هوا روشن شد پرسید : این کیست؟

گفت: من فلانیم. ثابت گفت آهان پسر فلان زنی! و نام مادرش را برد. و این رسم جاهلیت بود که مردم را با نام بردن از مادرشان سرزنش می‌کردند. آن مرد سرش را از خجالت پایین انداخت، و در اینجا بود که این آیه نازل شد.

کلمه «سخریه» که مبدأ اشتقاق کلمه «یسخر» است، به معنای استهزاء می‌باشد.

استهزاء عبارت است از اینکه چیزی بگویی که با آن، کسی را حقیر و خوار بشماری، حال چه اینکه چنین چیزی را به زبان بگویی و یا به این منظور اشاره‌ای کنی، و یا عملاً تقلید طرف را درآوری، به طوری که بینندگان و شنوندگان بالطبع از آن سخن، و یا اشاره، و یا تقلید بخندند.
مسخره کردن دیگران

جمله «عَسى‏ أَنْ یَكُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ» حکمت نهی را بیان می‌کند و آنچه از سیاق استفاده می‌شود این است که می‌خواهد بفرماید: هیچ کسی را مسخره نکنید، چون ممکن است آن کس نزد خدا از شما بهتر باشد.

در اینجا مخاطب مۆمنانند، اعم از مردان و زنان، قرآن به همه هشدار می‌دهد که از این عمل زشت بپرهیزند، چرا که سرچشمه استهزاء و سخریه همان حس خود برتربینی و کبر و غرور است که عامل بسیاری از جنگ‌های خونین در طول تاریخ بوده است.

و این خود برتربینی بیش‌تر از ارزش‌های ظاهری و مادی سرچشمه می‌گیرد. مثلا فلان کس خود را از دیگری ثروتمندتر، زیباتر، یا از قبیل‌های سرشناس‌تر می‌شمرد، و احیاناً این پندار که از نظر علم و عبادت و معنویات از فلان جمعیت برتر است او را وادار به سخریه می‌کند، در حالی که معیار ارزش در پیشگاه خداوند تقوا است، و این بستگی به پاکی قلب و نیت و تواضع و اخلاق و ادب دارد.

هیچ کس نمی‌تواند بگوید: من در پیشگاه خدا از فلان کس برترم، و به همین دلیل تحقیر دیگران و خود را برتر شمردن یکی از بدترین کارها، و زشترین عیوب اخلاقی است که بازتاب آن در تمام زندگی انسان‌ها ممکن است آشکار شود.

استهزاء عبارت است از اینکه چیزی بگویی که با آن، کسی را حقیر و خوار بشماری، حال چه اینکه چنین چیزی را به زبان بگویی و یا به این منظور اشاره‌ای کنی، و یا عملا تقلید طرف را درآوری، به طوری که بینندگان و شنوندگان بالطبع از آن سخن، و یا اشاره، و یا تقلید بخندند
امنیت کامل و همه جانبه اجتماعی

دستوراتی که در آیه فوق مطرح شده: نهی از سخریه، و عیب جویی، و القاب زشت ، هر گاه به طور کامل در یک جامعه پیاده شود آبرو و حیثیت افراد جامعه را از هر نظر بیمه می‌کند، نه کسی می‌تواند به عنوان خودبرتربینی دیگران را وسیله تفریح و سخریه قرار دهد، و نه می‌تواند زبان به عیب جویی این و آن بگشاید، و نه با القاب زشت حرمت و شخصیت افراد را در هم بشکند.

انسان چهار سرمایه دارد که همه آن‌ها باید در دژهای این قانون قرار گیرد و محفوظ باشد: جان، مال، ناموس، آبرو.

تعبیرات آیات فوق و روایات اسلامی نشان می‌دهد که آبرو و حیثیت افراد همچون مال و جان آن‌ها است، بلکه از بعضی جهات مهم‌تر است!

اسلام می‌خواهد در جامعه اسلامی امنیت کامل حکمفرما باشد نه تنها مردم در عمل و با دست به یکدیگر هجوم نکنند، بلکه از نظر زبان مردم، و از آن بالاتر از نظر اندیشه و فکر آنان نیز در امان باشند، و هر کس احساس کند که دیگری حتی در منطقه افکار خود تیرهای تهمت را به سوی او نشانه‌گیری نمی‌کند، و این امنیتی است در بالاترین سطح که جز در یک جامعه مذهبی و مۆمن امکان پذیر نیست.

منیع : تمسخر یا مزاح ؟ / مطالب جالب و دیدنی از اسلام

موضوعات: مذهبی, اخلاقی
 [ 11:15:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت

  گناه نگاه ...

موضوعات: مذهبی, اخلاقی, تصویر نوشته
[پنجشنبه 1395-02-02] [ 04:33:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  روایتی جالب از تفحص شهداء ...

شهید اسماعیل زاده   ماجرایی جالب و خواندنی از تفحص شهدا  shahid5443543

طی عملیات تفحص، در منطقه چیلات، پیکر دو شهید پیدا شد…
یکی از این شهدا نشسته بود و با لباس و تجهیزات کامل به دیوار تکیه داده بود.

لباس زمستانی هم تنش بود. شهید دیگر لای پتو پیچیده شده بود.
معلوم بود که این دراز کش مجروح شده است.

اما سر شهید دوم بر روی دامن این شهید بود، یعنی شهید نشسته سر آن شهید دوم را به دامن گرفته بود.
پلاک داشتند، پلاک ها را دیدیم که بصورت پشت سر هم است. ۵۵۵ و ۵۵۶ .

فهمیدیم که آنها با هم پلاک گرفته اند.

معمولا اینها که با هم خیلی رفیق بودند، با هم می رفتند پلاک می گرفتند.

..در کامپیوتر به اسامی مراجعه کردیم .

دیدیم که آن شهیدی که نشسته است، پدر است و آن شهیدی که درازکش است، پسر است.

پدری سر پسر را به دامن گرفته است.

شهید سید ابراهیم اسماعیل زاده موسوی پدر و سید حسین اسماعیل زاده پسر است اهل روستای باقر تنگه بابلسر.

شهید اسماعیل زاده ماجرایی جالب و خواندنی از تفحص شهدا

 منبع : روایتی جالب از تفحص شهداء / بوریا

موضوعات: مذهبی, داستان
[دوشنبه 1395-01-30] [ 04:19:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  ملاک ها و معیارهای تشخیص حق و باطل ...

در آموزه های اسلامی، حقایق و واقعیاتی وجود دارند که حق و باطل بودن همه چیز و عملکرد انسان ها با آن ها تطبیق داده شده و حق و یا باطل بودن آن ها تشخیص داده می شود.
این همان نگرشی است که امیرالمومنین(ع) بدان اشاره نموده که معیار آن است که اهل حق را با شناخت حق بشناسید، نه این که حق را به واسطه مردمان بشناسید.
باور ما این است که رفتار و گفتار معصومان(ع) با واقعیات و حقایق همسویی دارد، از این رو رفتار و گفتار آن ها یکی از راهکارها و معیارهای شناخت حق از باطل شناخته شده، حتی در برخی از روایات سخن از آن به میان آمده که ائمه و عملکرد آن ها عین واقعیت و حقیقت است. پیامبر اسلام(ص) در مورد علی(ع) فرمود: “هو (علی) الفارق من الحق و الباطل؛ او است که میان حق و باطل جدایی می اندازد”
با این حساب مبنا و معیار موارد زیر خواهند بود:
1- طبق آیات قرآن کریم می دانیم که خداوند حق است:
ذلک بان الله هوالحق؛ (حج، آیه 6)
ذلکم الله ربکم الحق، (یونس، آیه 32)
الحق من ربک، (بقره، آیه 147).

2-پیامبر(ص) حق است:
یا ایها الناس قد جائکم الرسول بالحق من ربکم، (نسا، آیه 170).

3- کلام خدا حق است:
نزل الکتاب بالحق، (بقره، آیه 176).

4- امامان نیز حق اند: به این دلیل که قرآن می فرماید: ما آتاکم الرسول فخذوه؛

و پیامبر (ص) نیز در حدیث ثقلین فرمود: انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی لن تضلوا ان تمسکتم بهما ابدا و انما لن یفترقا…

اما راه های شناخت حق:
برای تشخیص حق در هر زمان باید ببینیم که آیا رفتارمان مطابق رضای خدا و کلام الهی و سنت پیامبر(ص) و گفتار امامان معصوم(ع) هست یا نه؟! بعضی موارد حق روشن است و با کمترین توجه، انسان حق را تشخیص می دهد. در مواردی که تشخیص حق برای انسان دشوار است به استناد احادیث، لازم است که به علمای زمان مراجعه شود زیرا علما مجرا و کانال ارتباط ما با کتاب و عترت هستند که تعبیر رجوع به «روات احادیثنا» و «من عرف احکامنا» و…، اشاره به همین معنا دارد.

درنتیجه برای تشخیص حق و باطل میتوان به سه محور اساسی و عمده اشاره کرد:

1. علم و آگاهی:

علم و آگاهی زیر بنای اصلی شناخت و تشخیص امور را تشکیل می دهد که بدون آن انسان گرفتار گمراهی و انحراف خواهد شد. برای تشخیص حق و باطل نقطه آغازین کسب علم و شناخت حق و باطل و به تعبیر دیگر شناخت سره از ناسره است بدون علم و آگاهی انسان قادر به رسیدن به شناخت صحیح نخواهد بود و چه زیبا حضرت علی علیه السلام می فرمایند: انسان نادان را نمی بینی مگر اینکه در میان افراط (زیاده روی) و تفریط(کند رو) (نهج البلاغه،حکمت،70) حرکت در مسیر اعتدال و مصون ماندن از زیاده روی و کند روی که انحراف را به دنبال خواهد داشت، در گرو کسب علم و معرفت است. به ویژه تشخیص حق و باطل در دین، نیازمند شناخت و آگاهی کامل نسبت به مبانی و اصول دینی از منابع اصیل و کارشناسان متعهدعلوم دینی است چه در غیر این صورت خطر افتادن در ورطه خطا و گمراهی وجود دارد.

2. معیار قرار دادن حق و سنجش افراد بر اساس آن:

یکی از معیارهای مهم تشخیص حق و باطل، شناخت حق و باطل و سنجش افراد بر اساس آن است نه اینکه افراد ملاک و معیار سنجش حق و باطل قرار بگیرند حضرت علی علیه السلام می فرمایند: همانا حق به شخصیتها شناخته نمی شود، خود حق را بشناس تا پیروان آن را بشناسی (محمدی ری شهری،محمد،میزان الحکمه،قم،دار الحدیث،1377، ج3،ص1238) همچنین فرمودند: همانا دین خدا با موقعیت اشخاص شناخته نمی شود بلکه با معیار و نشانه حق شناخته می گردد، پس حق را بشناس تا اهلش را بشناسی(همان) در پاره ای موارد انحرافات و کجروی ها به دلیل معیار قرار دادن افراد بجای محور قرار دادن حق و باطل و سنجش افراد بر اساس آن است . در این راستا حضرت علی علیه السلام فرمودند: بنگر به آنچه گقته شده نه به گوینده سخن( آمدی , عبد الواحد , غرر الحکم , ترجمه محمد علی انصاری , ج 1, ص 394)

3. آگاهی وشناخت نسبت به زمان و مقتضیات و شرایط زمانه:

از معیارهای مهم شناخت حق و باطل علم و آگاهی نسبت به احوال و مقتضیات زمان است که بدون توجه به آن نمی توان حق و باطل را در زمان خویش به صورت صحیح تشخیص داد. امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که به زمان خویش آگاه باشد مورد هجوم اشتباهات قرار نمی گیرد. (مجلسی،محمد باقر،بحار الانوار،تهران،مکتبه الاسلامیه،ج 78،ص269)

منبع : ملاک ها و معیارهای تشخیص حق و باطل / خدمت

موضوعات: مذهبی, اخلاقی
 [ 04:10:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  اگه نمی تونی گناه رو ترک کنی بخون ...

انسان ها با توجه به محیطی که در آن به دنیا می ایند تربیتی که در خانواده می شوند خصوصیاتی که اصطلاحا ارثی هستند، مدرسه ای که می روند، معلمان و اساتیدی که خواهند داشت، دوستانی که در آینده با آنها نشست و برخواست می کنند و … یک سری صفات خوب و بد را ممکن است بدون زحمت داشته باشند.
نفس
یک نکته ی قرآنی: برسد به دست هرکسی که فکر می کنه گناهی داره که نمی تونه ترکش کنه
شح نفس یعنی بخل شدید قلب که با حرص همراه است.
تعبیر قرآن این است : شح را برای انسان به منزله یک دشمن تلقی کرده‏ است. در آیه 14 سوره تغابن قرآن می خوانیم: «ان من ازواجکم و اولادکم عدوا لکم، برخی از همسران و فرزندان شما دشمنان شما هستند ، و بعد خداوند چنین فرمود: «انما اموالکم و اولادکم فتنه، اموال شما و فرزندانتان صرفا (وسیله) آزمایشند» (تغابن/15)

ادامه »

موضوعات: مذهبی, اخلاقی, روانشناسی اسلامی
[شنبه 1395-01-28] [ 05:03:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  روش سلوک حضرت آیت الله بهجت (ره) ...

ویژگی اول: جامعیت در سلوک

سه روش در مورد سیر و سلوک وجود دارد: روش «معرفة النفس»، روش «ریاضت» و روش «عشق و دلدادگی به خدا و اهل بیت عصمت و طهارت:». بعضی از بزرگان ما یک روش داشتند و این روش را تا آخر رفتند؛ ولی ایشان هر سه روش را با هم داشتند. آیت الله بهاءالدینی(ع) فرموده بود که الآن ثروتمندترین مرد جهان آیت الله بهجت است. مقصود چیست؟ اشاره کرده بودند به همین مسئله که بعضی از یک مسیر به کمال رسیدند، بعضی از دو مسیر؛ اما ایشان از سه مسیر رفتند؛ یعنی میان «معرفة النفس»، «ریاضت» و «عشق و دلدادگی» جمع کرده بودند. و به عبارت دیگر، آیت الله بهجت(ره) بین ذکر و فکر و عشق جمع کردند. ناگفته پیداست سخن دربارة این روش ها در مجال این مقاله نیست از این رو تنها به گام های ریاضت بسنده می کنیم و اینکه در مباحث مربوط به شیوه های تربیت از عشق و دلدادگی سخن خواهد رفت.
گام های ریاضت

توضیح: در همة ادیان و ملل و نحله ها و رویکردهای معنوی ریاضت وجود داشته و دارد. حضرت امیر7 در نامة 45 می فرماید: «و اِنّما هِیَ نَفْسی اُروضُها بِالتَّقوی» این نفس من است که با پرهیزگاری و تقوا به او ریاضت می دهم. و کلمة ریاضت چند بار در همین نامه آمده است.

ریاضت، شش رکن عمده دارد:

1. اولین رکن آن، دل کندن از جاذبه ها و دل بستگی های مادی است. که انسان از تعلقات دنیوی و جاذبه های مادی مانند مقام، شهرت، پول پرستی و دنیاداری بگذرد. البته بایستی زندگی انسان به طور آبرومند اداره شود؛ اما نباید بیش از اندازه و نیاز باشد و انسان را سرگرم کند و از خدا غافل شود. دنیا و وابستگی های آن آیت الله بهجت(ره) را آلوده نساخت و همواره سعی داشت افراد را از تعلقات دنیا پرهیز دهد.

2. دومین گام، انس با اذکار است. انسان باید اهل ذکر باشد. ذکر زبانی، ذکر عملی و ذکر قلبی. چه خوب است که انسان به جای حرف های لغو و بیهوده و پوچ، ذکر بگوید. از ایشان سؤال شد که بهترین ذکر را چه می دانید؟ ایشان فرمودند: صلوات بر محمد و آل محمد؛ به این دلیل که توحید و نبوت و امامت و معاد در این ذکر جمع است. «اللهم» نشانه اعتقاد به خدا و توحید است. «صل علی محمد»، نبوت است. «و آل محمد»، امامت است. از آن طرف می گویید: «صلّ»؛ یعنی رحمت بفرست؛ این به معنای اعتقاد به پاداش است یعنی اعتقاد به قیامت است. ایشان می فرمود: من کسی را می شناسم که چون دید اطراف ضریح حضرت ثامن الحجج7 خیلی شلوغ است و دوست داشت که بوسه ای به ضریح بزند، با چند صلوات راه برای او باز شد و خیلی راحت رفت، بوسید و برگشت. از این سخن فهمیده شد که خودشان را می گویند.

3. سومین رکن ریاضت این است که همه هدف ها، آرمان ها، خواسته ها و لذت ها در یک هدف و آرمان خلاصه بشود و آن بندگی خداست. این رکن ریاضت واقعاً مشکل است. بندة خدا شدن و دل دادن به خدا دشوار است.

4. چهارمین گام، مهار وسوسه ها و تخیلات درونی است. مخاطرات درونی و وسوسه هایی که به ذهن انسان می آید، او را مغلوب خودش می کند. حضرت امام راحل1 برای مهار کردن این تخیلات در کتاب چهل حدیث چند راه را بیان کرده است.

5. پنجمین رکن، از اجتماعات معنوی غافل نماندن است؛ مانند نماز جماعت. ایشان حتی در 96 سالگی، با وجود سن بالا در نماز جماعت حضور می یافت. برخی از همراهان بسیار نزدیک آقا می گفتند که ما بارها به ایشان می گفتیم امروز به نماز جماعت نروید؛ و گاهی با اینکه چند روز مریض بودند و ما برنامه ای برای رفتن به مسجد نداشتیم و می گفتیم امروز به جماعت نروید می گفتند امروز باید برویم.

6. ششمین رکن ریاضت، بهره گیری از فرصت های درست در ایّام الله است. ماه رجب، شعبان، رمضان و دیگر مناسبت ها از ایام الله به شمار می روند. بعضی از بزرگان این سه ماه را پشت سر هم روزه می گرفتند؛ ولی متأسفانه اینها فراموش شده. حضرت آیت الله بهجت در حالی روزه می گرفت که 96 سال داشت، کهولت سن و ضعف مزاج و ضعف بنیه مانع از این کار نمی شد.
ویژگی دوم: عمیق و وثیق بودن تهذیب باطن

دومین ویژگی سلوکی آیت الله بهجت(ره) این بود که او معتقد بود که تهذیب نفس، باید از درونْ وثیق و عمیق باشد

زیرا درمان واقعی این نیست که مثلاً در هفته، دعای کمیلی بخواند و حالت خوشی پیدا کند سپس به زندگی همراه با گناه خود ادامه دهد. لذا ایشان می گفتند اولین قدم ترک حرام و انجام واجب است. اگر انسان همة نمازها و نوافل و دعاها را بخواند، ولی گناه کند، اثر نمی کند. گناه مانند علف هرزه است. اگر در باغ وجودمان علف هرزه داشته باشیم، در آن گل رشد نمی کند.
ویژگی سوم: سلوک تدریجی

ایشان معتقد بودند که سیر و سلوک تدریجی و مرحله ای است. نباید انسان بپندارد که با یک ریاضت و عبادت در مدت کوتاهی، می توان نتیجه گرفت. می گفتند راه طولانی است و باید استواری و صبوری کرد تا به نتیجه رسید. ایشان از صاحب مکتبشان آسید علی قاضی1 و او از ملاحسینقلی همدانی1 نقل می فرمودند که تا انسان گناه می کند، درهای ملکوت به روی او باز نمی شود. راه رسیدن به ملکوت، ترک گناه است.
ویژگی چهارم: توجه به ظرفیت ها

مسئلة دیگری که در واقع از ارکان مکتب تربیتی ایشان است، توجه به ظرفیت ها و استعدادهاست. افراد متفاوت اند و ظرفیت وجودی بعضی با دیگری فرق می کند، که اگر در عبادات و دستورالعمل ها از تفاوت در ظرفیت ها و استعدادها غفلت شود، سالک آسیب می بیند. ایشان بین افراد تفاوت قائل بود و به بعضی از آنها مسائل را می گفتند و به بعضی دیگر نمی گفتند.
ویژگی پنجم: عمل به دانسته ها

ایشان می فرمودند: آنچه را می دانید عمل کنید. راه کمال از اینجا آغاز می شود مثلاً می دانید که نماز اول وقت، باب عرفان است و برکاتی را به دنبال دارد. نماز را اول وقت بخوانید – می دانید گناه مانع کمال است؛ ترکش کنید. روش بزرگان عمل به دانسته ها بود. این همان روشی است که قرآن کریم به آن توجه داده است و در مورد عالمان بی عمل می فرماید: «کمثلِ الحِمارِ یَحْملُ اسفاراً». و در روایات با تعابیر متعدد آمده است: «مَنْ عَمِل بِما عَلِم عَلَّمَه اللهُ عِلْمَ مَا لَمْ یَعْلَمْ؛1 هر کس به آنچه می داند عمل کند خدا آنچه را که نمی داند به او می آموزد». از این رو عمل به دانسته ها، بسیار بسیار مورد تأکید و توصیة آیت الله بهجت(ره) بود.
ویژگی ششم: عشق به اهل بیت: و توسل به آنها

آیت الله بهجت(ره) می گفتند توسل راه کمال را باز می کند البته این اندیشه را از استادش گرفته بود. حضرت آیت الله سید علی قاضی1 فرموده بود که من هر چه دارم، از دو چیز است: یکی تلاوت قرآن، دیگری زیارت عاشورا و توسل. آیت الله بهجت(ره)، شیفته و عاشق اهل بیت: بود. به حضرت سید الشهداء(ع) عشق می ورزید. یک عمر برنامة هر روزه اش این بود که بعد از نماز صبح به حرم حضرت معصومه3 مشرف شود. در زمانی که در نجف هم بودند برنامه روزانه ایشان تشرف به حرم حضرت امیرمؤمنان7 بوده است و زمانی که به مشهد نیز مشرف می شدند، زیارت حرم هر روز انجام می گرفت.

ایشان از سابق روزهای جمعه در منزلشان مجلس روضه داشتند که این برنامه بعدها در مسجد برگزار می شد، و هرگز ترک نشد. بارها دیده بودم که ایشان قبل از درس فقه و اصولشان مخصوصاً صبح ها، دل ها را به ساحت مقدس قطب عالم امکان حضرت ولی عصر(ع) توجه می دادند، و همیشه در صحبت هایشان به امام زمان7 توجه ویژه ای داشتند.
پی نوشت ها

1. بحار الانوار، ج75، ص189.

منبع : سلوک ناب روش سلوکی و تربیتی آیت الله بهجت(ره) / پایگاه اطلاع رسانی حوزه

موضوعات: مذهبی
 [ 04:20:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت