بصیرت سرا
ولا یحمل هذه العَلَم الا اهل البصر و الصبر




فروردین 1395
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      




جستجو





رتبه


 
  تداوم سناريوي تحريف و علامه سازي ...

از ايام انتخابات خبرگان و با ايجاد کانالي در تلگرام از سوي آقاي هاشمي رفسنجاني تلاش شد تا ايشان به عنوان يک مفسر زبردست به مردم معرفي شود. حضور چشمگير ايشان در عرصه سياسي و دور شدن از فضاي تحقيق و تدريس حوزوي و حتي دانشگاهي سبب شده هاشمي کاملاً يه يک سياستمدار تبديل شود. وي به تازگي با تلاش رسانه‌هاي فراواني که در اختيار دارد، دست به تلاش ويژه‌اي زده است تا اعتبار علمي خود را به گونه‌اي جبران کند.

وي چندي قبل نيز در با بيان خاطره‌اي از سال ۱۳۸۶ مدعي شد قانون تغيير ارث زنان از “ابينه اشجار” به “کل ماترک” به خاطر برداشت وي از قرآن بوده و به همين خاطر رهبري فتواي خود را تغيير داده است! با بيان اين خاطره و توضيحات “خانم ولي مراد” مشخص شد که آقاي هاشمي نقش کوچکي در اين بين داشته و کارهاي علمي و فقاهتي اين امر توسط جمعي از بانوان و سپس مقام رهبري انجام شده است.

نمونه ديگر در راستاي ارتقاء علمي آقاي هاشمي، انتشار کتابي با عنوان «ديالوگ با خدا» توسط نويسنده‌اي از ارادتمندان آقاي هاشمي است که روزنامه خاندان هاشمي (آرمان) آن را در اختيار مخاطبان خود قرار داده است! در اين کتاب نويسنده سعي کرده با بزرگنمايي تفسير راهنما و فرهنگ قرآن هاشمي رفسنجاني، چهره‌اي علمي از وي ارائه کند

نويسنده سوگمندانه نوشته است: «اگر ۹۹ درصد مردم ايران آيت‌ا… هاشمي‌رفسنجاني را به عنوان يک سياستمدار مي‌شناسند، همين تعداد از مردم ايشان را به عنوان يک مفسر قرآن نمي‌شناسند! و در واقع حدود ۳۵ سال است که قفلي بر اين موضوع زده شده و ما تصميم گرفته‌ايم اين قفل را بشکنيم.»

البته روشن است آنچه به اسم آقاي هاشمي چاپ شده است تلاش محققان مخلفي است که به خاطر جايگاه و مقام ايشان پس از انقلاب توانسته‌اند با هزينه‌هاي خاص و توسط برخي نهادهاي خاص، کار علمي کنند و اثري به اسم وي منتشر کنند! البته تا اينجاي کار نمي‌توان به آن ايراد جدي گرفت چه آنکه از اين دست کارها در کشور ما زياد انجام مي‌شود که حاصل فکر و دست رنج علمي عده‌اي به نام افراد مشهور تمام مي‌شود! منتهي بايد مشخص شود که آقاي هاشمي آيا فقط ناظر کار است يا آنکه واقعاً کار تحقيقي و علمي هم انجام مي‌دهد؟ براي مثال هر کس تفسير نمونه را مشاهده کند به روشني از روي جلد آن مي‌فهمد که آيت الله مکارم شيرازي با همکاري جمعي از محققين که اسم آنها نيز در کتاب ذکر شده است، دست به کاري بزرگ در تفسير زده و مباحث تحت اشراف ايشان تدوين شده است.

امروز کسي نمي‌تواند به علامه جوادي آملي مفسر نگويد و ايشان نيازي ندارد براي مفسر نشان دادن خود نويسندگاني را اجير کند تا از ايشان مفسر بزرگ بسازند، بلکه جامعه علمي کشور به خوبي درک مي‌کند که مباحث و تفسير ايشان چه جايگاه بالا و والايي دارد. همچنين اين بحث در مورد علامه مصباح يزدي و جايگاه علمي ايشان نيز صادق است. به نظر مي‌رسد آقاي هاشمي در تقابل سياسي با برخي افراد در خود کمبودهايي ديده است که سعي دارد اين خلأ را به گونه‌اي پر نمايد!

يکي از خيانت‌هاي بزرگ به علم و دانش همين است که با قدرت و سياست به سراغ آن رفته و و با رانت قدرت دانشمندسازي و علامه سازي و مفسرسازي شود!

اما اينکه بخش زيادي از مردم تفسير هاشمي را نمي‌شناسند جاي تعجب ندارد، چه آنکه بسياري از مردم در اين حوزه‌ها ورود نمي‌کنند. اما بحث اينجاست که اين تفاسير در مجامع علمي چه جايگاهي دارد؟ در پايان نامه‌هاي قرآني چه مقدار مورد استفاده قرار مي‌گيرد؟ آيا اين تفسير بين جامعه علمي هم ناشناخته است يا اينکه جامعه علمي با وجود تفسيرهاي وزين‌تر و علمي‌تر جايي براي رجوع به اين تفسير براي مطالب علمي خود نمي‌بينند!‌

نويسنده کتاب در مصاحبه با روزنامه آرمان گفته است: «نكته حائز اهميت در اينجا اين است كه در كشور ما عده‌اي تفكرشان بر اين پايه قرار گرفته كه جلوه و شخصيت قرآني آيت‌ا… رفسنجاني براي مردم روشن نشود. اينكه اين موضوع يك تعمد يا غفلت بوده را من داوري نمي‌كنم، اما به هر حال چنين اتفاقي براي اين شخصيت افتاده است.»‌

اين گونه کلي سخن گفتن و مظلوم نمايي به خوبي وزن علمي کتاب را مشخص مي‌کند. شايد نويسنده محترم به ياد ندارند سالهايي که اين تفسير به صورت رايگان به مساجد هديه داده مي‌شد و يا چندين بار از شبکه قرآن صدا و سيما در مورد تفسير ايشان برنامه ساخته و پخش شد. مهم اين است که جامعه علمي کشور با تبليغ سراغ يک اثر نمي‌رود و اصولا اثر علمي با مواد غذايي فرق دارد! جامعه علمي به خوبي درک مي‌کند که براي غناي علمي خود به چه کسي و کدام آثار بايد مراجعه کند!‌

در بخشي ديگر از اين گفتگو نويسنده با تلاش فراوان مي‌کوشد هاشمي را يک قرآن پژوه معرفي کند که همه زندگي او بر پايه قرآن بوده است. او آنگاه در همين رابطه انتقادات هاشمي به شوراي نگهبان در روز ۱۲ بهمن را نيز ناشي از نگاه قرآني وي مي‌داند و مي‌گويد: «حتي در رابطه با شخص سيدحسن آقا خميني بسياري از چهره‌ها در رابطه با رد صلاحيت ايشان سكوت كردند، اما مي‌بينيم در حالي كه آيت‌ا… هاشمي تأييد صلاحيت شده بودند، روز ۱۲ بهمن ۹۴ در سخنراني خود اعتراض خود را نشان دادند. چون اين نگاه را از سياست نياموخته و آن را از قرآن گرفته‌اند.»

جا دارد روشن شود کجاي قرآن اعتراض به يک نهاد قانوني و اهانت به آن را روا مي‌دارد؟ چرا بايد با آسمان ريسمان بافتن به هم رفتارهاي نادرست يک فرد را نه تنها توجيه که آن را مستند به قرآن کنيم! آيا عملکرد ناصواب در انتخابات ۸۸ هم برگرفته از قرآن بوده است؟!

منیع : تداوم سناريوي تحريف و علامه سازي  / بصیرت

موضوعات: بصیرت, سیاسی
[سه شنبه 1395-01-31] [ 04:22:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  احیای رسانه‌ای احمدی‌نژاد، اهداف و انگیزه‌ها ...

 

Image result for ‫احمدی نژاد‬‎

مروری بر مطبوعات کشور در نخستین هفته کاری سال ۹۵ نشان می‌دهد که مسائل انتخاباتی ریاست جمهوری دوازدهم قرار است به شکل شتابزده‌ای در دستور کار قرار گیرد. آنچه در این میان عجیب به نظر می‌رسد موضوع بازگشت احمدی‌نژاد و احیای آن در فضای رسانه‌ای است که با اهداف خاصی صورت می‌گیرد. مروری بر این روند بخشی از این اهداف را آشکار می‌کند.
«آفتاب یزد» در همین رابطه در اولین شماره سال (۱۴/۱/۹۵) خود به طرح این پرسش پرداخت که «چه کسانی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری خواهند شد؟» و در پاسخ آن با اشاره به اسامی محسن رضایی،‌ محمدرضا باهنر، محمد غرضی و محمود احمدی‌نژاد، نوشت: «چه بخواهیم و چه نه،‌ احمدی‌نژاد یا احمدی‌نژادی‌ها آش کشک خاله سیاست ایران هستند و اگر فکر می‌کنیم آنها بعد از سال ۹۲ آرام و بی‌صدا یکجا نشسته‌اند، سخت در اشتباهیم. در این دو سال و چند ماهه،‌ احمدی‌نژاد سفرهای مختلفی به استان‌های ایران داشته و سخنرانی‌ها کرده است… وعده پرداخت یارانه ۲۵۰ هزار تومانی به مردم! اگر صحت داشته باشد چیزی نیست که بسیاری از مردم بخواهند بی‌تفاوت از کنار آن بگذرند.»
این روزنامه یک روز بعد (۱۵/۱) هم «طرح وعده یارانه ۲۵۰ هزار تومانی از سوی احمدی‌نژاد بعید نیست» را تیتر کرد و در سرمقاله‌اش با عنوان «احمدی‌نژاد نباید رد صلاحیت شود!» نوشت: «در طلیعه سخن می‌خواهم بگویم که خدا کند احمدی‌نژاد امکان جلوس مجدد بر کرسی ریاست جمهوری را نداشته باشد. این امکان به این معنا نیست که روش‌های قانونی برای مبارزه را بر روی او ببندیم، ‌اما آرزوی من این است که این رخداد از جانب مردم صورت نگیرد و اگر دستگاه‌های حاکمیتی هم رئیس دولت نهم و دهم را تأیید صلاحیت کردند و او به هر نحوی توانست در رقابت‌های انتخاباتی شرکت کند، ‌مردم یک نه بزرگ و جدی به احمدی‌نژاد بگویند.»
«آرمان» هم در این روز با اشاره به سخنان مرضیه وحیددستجردی اولین وزیر زن جمهوری اسلامی که حساب خود را از احمدی‌نژاد جدا کرده و گفته است به روحانی رأی داده است، نوشت: «احمدی‌نژاد می‌آید. این لُب مطلب تبلیغات این روزهای احمدی‌نژادی‌هاست. این در حالی است که احمدی‌نژاد روزه سکوت گرفته است و حرفی از حضور مجدد در عرصه سیاست به میان نمی‌آورد. گر چه احمدی‌نژاد هر از چندی با حضور در جمع مردم اعتقادات خود را عرضه می‌کند؛ اما حرفی از بازگشت نمی‌زند. در مقابل، تیم رسانه‌ای او دست به تبلیغات گسترده‌ای زده‌اند. عبدالرضا داوری رسانه‌چی احمدی‌نژاد روزی نیست که برای آمدنش لحظه‌شماری نکند. این بار روشی جذاب با خود دارد؛ یارانه دویست و پنجاه هزار تومانی! هنوز با همان تاکتیک نخ‌نما شده.»
اما «شرق» یک روز بعد (۱۶/۱) سخنان خود احمدی‌نژاد برای آمدنش را تیتر کرد و روی تصویری ایستاده از وی نوشت: «ان‌شاءالله سال ۹۶ همه همدیگر را خواهیم دید.»
«ابتکار» نیز همین جمله را با حروف درشت‌تری روی تصویر بزرگ‌تری از احمدی‌نژاد قرار داد و نوشت: ‌«با توجه به فعالیت انتخاباتی شدیدی که حامیان احمدی‌نژاد، به ویژه در فضای رسانه‌ای و به خصوص پس از شکست اصولگرایان در دو انتخابات ۹۲ و ۹۴ آغاز کرده‌اند. از این سخن رئیس دولت‌های نهم و دهم که طبق روال معمول وی در ایام پس از ریاست جمهوری با چاشنی طنز همراه بوده است، ‌برداشت می‌شود که این حرف تأییدی بر بازگشت او خواهد بود.»
با جدی شدن خطر بازگشت احمدی‌نژاد، ‌تخریب وی آغاز شد. «شرق» و «آرمان» هر دو تیترهای اول روز سه‌شنبه ۱۷/۱/۹۵ خود را علیه وی تنظیم کردند. اولی «دست‌های آلوده» را تیتر کرد و ذیل آن به قرارداشتن نام احمدی‌نژاد در فهرست رؤسای جمهور و چهره‌های مشهور در فهرست پول ‌شویان جهان اشاره کرد و دومی ذیل تیتر «جعبه سیاه بازگشت احمدی‌نژاد» مدعی ضدتبلیغ شدن یارانه ۲۵۰ هزار تومانی شد و با اختصاص سرمقاله‌اش به «زنگ خطر بازگشت احمدی‌نژاد»، نوشت: «محمود احمدی‌نژاد و یارانش در آزمون گذشته خود نه‌تنها که باخته، بلکه مشکلات بسیار زیادی برای مردم و کشور خلق کردند که به هیچ روی نمی‌توان از آن غافل شد… از سویی نباید به گفته‌ها و شنیده‌ها درباره بازگشت احمدی‌نژاد به قدرت توجه کرد؛ زیرا پرداختن به مسائلی نظیر این مسئله فرصت و انگیزه جریان رقیب را دو چندان خواهد کرد و سبب می‌شود که خود را از هم اکنون فاتح انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ بدانند.»
چهارشنبه (۱۸/۱/۹۵) «آفتاب یزد»‌ به فکر «راه جلوگیری از نفوذ جریان احمدی‌نژاد» افتاد و در سرمقاله‌ای با همین عنوان نوشت: «البته اثبات مفسد اقتصادی بودن یاران حلقه‌شماره یک احمدی‌نژاد شرایطی را فراهم آورده که در صورت ورود مجدد احمدی‌نژاد به انتخابات ۹۶، به احتمال قریب به یقین رد صلاحیت شود.
هرچند نباید به دلیل رد صلاحیت احتمالی، احساس خطر نکرد. شاید احمدی‌نژاد نتواند از فیلتر شورای نگهبان عبور کند،اما باید جریان احمدی‌نژاد را جدی گرفت؛ چراکه شاید کاندیدای دیگری معرفی نمایند. این جریان،‌ جامعه هدف خود را طبقات فرودست و محروم می‌داند و بر پایه شعارهای پوپولیستی رأ‌ی آنها را جذب می‌کند.»
از همین رو،‌ پنج‌شنبه (۱۹/۱/۹۵) «اعتماد» و «شرق» هر دو از قول احمدی‌نژاد تیتر زدند که دلیلی برای رد صلاحیتش وجود ندارد. «شرق»؛ «چرا باید رد صلاحیت شوم؟» را تیتر اول خود قرار داد و نوشت: «عده‌ای از محاکمه‌اش می‌گویند و برخی دیگر برایش فرش قرمز پهن می‌کنند.»
اما «آرمان» در آخرین روز هفته (۱۹/۱/۹۵) حرف آخر را زد و به ریشه این هیاهوی تبلیغاتی درباره احمدی‌نژاد پرداخت. این روزنامه با تیتر کردن «دور برگردان اصولگرایان به سمت احمدی‌نژاد!»‌ از قول زیبا کلام تیتر زد: «قدرت برای اصولگرایان از عسل شیرین‌تر است.»

منبع : احیای رسانه‌ای احمدی‌نژاد، اهداف و انگیزه‌ها / بصیرت

موضوعات: بصیرت, سیاسی
 [ 04:20:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  آمریکا از طریق برجام های ۲ و ۳ به دنبال مدیریت رفتار ایران است ...

یکی از فرازهای مهم بیانات رهبر معظم انقلاب در سخنرانی ابتدای سال جاری، هشدار درباره برجام های ۲ و ۳ بود که آمریکائی ها سعی در جا انداختن آن در بین نخبگان کشور دارد. وزیر امور خارجه آمریکا در سفر هفته قبل به بحرین، سخنانی را درباره ضرورت همکاری ایران جهت حل بحران یمن و سوریه گفت و نسبت به حل دیگر مسائل با ایران، بعد از توافق هسته ای ابراز امیدواری کرد. این سخنان که با واکنش تند سردار سلامی و روزنامه کیهان مواجه بود، می تواند با توجه به مواضع تند حاکمان بحرین در هفته های قبل علیه ایران، پیام های مهمی را به همراه داشته باشد. در این زمینه گفتگویی را با سردار سنایی راد، معاون سیاسی سپاه پاسداران، انجام داده ایم که به تشریح بیشتر اهداف آمریکائی ها در برنامه برجام های سریالی می پردازند:

بصیرت: جان کری وزیر خارجه آمریکا پنج شنبه گذشته با حضور در اجلاس شورای همکاری خلیج فارس در بحرین، از ایران خواست تا در موضوع سوریه و یمن با آمریکا همکاری کند. سردار سلامی در واکنش به این موضوع آن را در جهت برجام های ۲و ۳ دانست. نظر شما در این باره چیست؟
سردار سنایی راد: آمریکایی ها در شرایط جدید از یک سو به دنبال پاسخگویی به نیازهای سیاسی - تبلیغی و حتی روانی متحدان خود در منطقه هستند و از سوی دیگر به دنبال ایجاد نوعی فضای سیاسی - تبلیغی برای پی گیری منافع خودشان می باشند. به این معنا که از یک طرف پدیده ایران هراسی در جهت همراهی آمرکیا با متحدان عربی خود در منطقه است که این متحدان امروز با شرایط ویژه ایی مواجه هستند و کشوری مانند بحرین بعد از بیداری اسلامی صرفا با ابزار سرکوب به حیات سیاسی خودش ادامه می دهد.آمریکا از طریق برجام های 2 و 3 به دنبال مدیریت رفتار ایران استامروز حاکمیت بحرین با نوعی بحران مشروعیت و سلطه مواجه است، لذا به دنبال گشودن پای نیروهای بیگانه به منطقه و استفاده از اتکا به بیگانه برای بقای سیاسی خودش می باشد. به نظر می رسد این نوع ادعاهای جان کری بی ارتباط با خواسته سیاسی و روانی حاکمان بحرین نباشد.
از سوی دیگر روند تحولات منطقه ایی، نفوذ و موقعیت جمهوری اسلامی ایران را نشان می دهد. به خاطر همین آمریکایی ها امروز با واقعیت هایی مواجه هستند که سعی دارند این گونه القاء کنند که برجام، شرایط جدیدی را پدید آورده که آن ها می توانند قدرت جمهوری اسلامی را مدیریت و کنترل کنند. بنابراین اعلام این مطلب از سوی آنان که ایران بایستی آماده همکاری در حل موضوعات منطقه ایی مانند سوریه و یمن باشد، می تواند نوعی قدرت نمایی برای آمریکا و دلداری به متحدان منطقه ای خود به حساب آید در این جهت که به بهانه برجام های ۲ و ۳، قدرت جمهوری اسلامی ایران را مدیریت کنند.
واقعیت امر این است که تا الان جمهوری اسلامی ایران به جزء در موضوع هسته ای، در هیچ موضوع دیگری با آمریکایی ها طرف گفتگو قرار نگرفته است و بنابراین در اینجا آمریکایی ها نوعی شیطنت هم به خرج می دهند که با تظاهر به این که قدرت جمهوری اسلامی را به خصوص در موضوع مسائل منطقه ایی پذیرفته اند، شرایطی را برای گفتگو با جمهوری اسلامی و در عین حال کنترل جمهوری اسلامی فراهم کنند.
بنابراین بایستی در اینجا بگوییم آمریکایی ها با حضور در منطقه می خواهند به نوعی این پیام را به جمهوری اسلامی القا کنند که ما قدرت شما را پذیرفتیم و آماده گفتگو در سایر موضوعات و مسائل دیگری هستیم. ولی واقعیت این است که همان گونه در برجام مسجل شد، آمریکایی ها قابل اعتماد نیستند و قبل از این که بخواهند مشکلی از ما و حتی دیگران را حل کنند به دنبال حل مشکلات خودشان و یا به عبارتی به دنبال بهره برداری از شرایط موجود برای پیگیری اهداف زیاده طلبانه و سلطه گرانه خودشان هستند. علاوه بر این نباید از اهداف بلندمدت آمریکایی ها غافل بود: از جمله استفاده از پدیده ایران هراسی برای حفظ نفوذ در منطقه و سرکیسه کردن حاکمیت های متزلزلی مانند حاکمیت برخی از کشورهای عربی که در سالیان اخیر جزء بزرگترین خریداران تسلیحات از آمریکا هستند.
بنابراین به نظر می رسد نوعی استفاده ابزاری از شرایط القایی، هدف دیگر آمریکایی ها در این ماجراست و این نوعی هوشیاری را از سوی مسئولین جمهوری اسلامی طلب می کند. الحمدالله امروز ما شاهد نوعی رسوایی آمریکایی ها در دوره پسابرجام در افکار عمومی داخلی هستیم که این مواضع دوگانه و اعتمادسوز آمریکایی ها در شناخت ماهیت اصلی آنان، نقش بارزی داشته است.

بصیرت: وزیر خارجه بحرین در هفته قبل اعلام کرد، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس برای مقابله با ایران در ارتباط با سیاست خارجی آن، جدی هستند. آیا این سخن در کنار سخنان اخیر جان کری نشان دهنده اقدامات جدیدی از سوی آمریکا و کشورهای حوزه خلیج فارس علیه ایران است؟
سردار سنایی راد: به نظر می رسد این نوع مواضع بزرگتر از قد و قواره کشورهایی مانند بحرین است که امروز امنیت داخلی اش متکی به کشورهای دیگر می باشد و با اتکا به عربستان به دنبال سرکوب مردم خود است. لذا شرایط بحرانی که دولت دیکتاتور و مستبد بحرین تجربه می کند، اجازه هرگونه تظاهر به قدرت را از او گرفته است.
به نظر می رسد حاکمان بحرین نگرانی های جدی نسبت به ادامه حیات خودشان دارند. آل خلیفه در بحرین امروزه با کمک سایر کشورها مردم خودش را سرکوب می کند و تحولات داخلی بحرین نشان می دهد این حاکمیت فاقد هرگونه حمایت مردمی در داخل بوده و شرایط شکننده ایی را تجربه می کند. لذا قدرت نمایی و تهدید علیه جمهوری اسلامی نوعی واکنش جبرانی برای ضعف و ترس و ایجاد جبهه کاذب علیه یک قدرت بیرونی برای فراهم کردن توجیه سرکوب داخلی و سایه انداختن بر جنایت های بشری به حساب می آید. کشورهایی از این دست در مقطعی این نوع سیاست را به کمک بزرگترشان صدام حسین معدوم پیش می بردند که البته سرنوشت او برای حاکمان فعلی برخی دولت های عربی می تواند عبرت آموز باشد.

بصیرت: جان کری در سفر به بحرین همچنین از همکاری ناتو با شورای همکاری خلیج فارس سخن گفت و در واقع بعد از توافق برجام، آمریکایی ها همکاری امنیتی خود با کشورهای حوزه خلیج فارس را افزایش داده اند. این روند چه اهدافی در سر دارد و چه آینده ایی پیش روی آن است؟
سردار سنایی راد: به نظر می آید آمریکایی ها به دنبال استفاده ابزاری از برخی رژیم های عربی وابسته در منطقه هستند. واقعیت این است که برخی از نا امنی ها در منطقه به خاطر حضور کشورها یا قدرت های فرامنطقه ایی است و اگر آن ها بخواهند کار مثبتی برای منطقه انجام دهند خروج از منطقه و سپردن امنیت آن به خود کشورهای منطقه است، کما این که امروز می بینیم شورای همکاری خلیج فارس سابقه سیاهی در دوران جنگ تحمیلی دارد و این مجموعه در کنار صدام بودند و خودشان کمک می کردند به اشاعه تجاوزگری و جنگ طلبی در منطقه.
تروریزم تکفیری که امروز ترکیبی است از ایدئولوژی وهابی گری و افراطی گری وهابیت با بخشی از تجربه نظامی گری حزب بعث، مولود مداخله آمریکا و همکاری با برخی از کشورهای عربی در سطح منطقه است. بنابراین سوء استفاده آمریکا از شرایط منطقه ایی برای توسعه نفوذ ناتو در اعلام چنین سیاست هایی آشکارا به چشم می خورد و ضعف کشورهای عربی از جمله بحرین و عربستان می تواند زمینه ساز اهداف آمریکا و ناتو در منطقه باشد. در ضمن، رقابت های ژئوپلیتیک قدرت های فرامنطقه ای را هم نمی توان در این رویکرد نادیده گرفت. این موضع جان کری می تواند نوعی واکنش به تغییر وضعیت در سوریه و پاسخ به حضور روسیه در معادلات منطقه ای هم به حساب آید.
این مسئله می تواند بسیار خطرناک باشد و حتی به رقابت برخی قدرت های فرامنطقه ایی غربی در منطقه غرب آسیا منجر شود که به نفع هیچ کدام از کشورهای منطقه نیست. در واقع حضور نظامی قدرت های فرامنطقه ایی غرب در منطقه خلیج فارس راهبردی است که همواره و به ویژه در سالیان اخیر مورد طمع آنان بوده و حضور در این منطقه در واقع یک سیاست برای پاسخگویی به نیازهای سلطه جویانه آن ها در سطح جهانی است به گونه ایی که با کنترل انرژی و تسلط بر آبراه های حیاتی این منطقه بتوانند سرپلی برای مقابله با قدرت های نوظهور و قدرت های رقیب مانند چین، روسیه و هند به دست آورند، لذا نمی توان به اهداف میان مدت و بلند مدتی از این قبیل بی توجه بود.
بنابراین به نظر می آید که آمریکایی ها با سوء استفاده از شرایط و وضعیت شکننده برخی کشورهای ضعیف عربی به دنبال فرصت طلبی بر آمده اند تا حوزه نفوذ خودشان را توسعه دهند و به حوزه نفوذ قدرت های رقیب نزدیک شوند.

بصیرت: در مجموع بعد از این تحولات آیا افزایش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس را شاهد خواهیم بود و همان روندهای امنیتی سابق با قوت بیشتری توسط غرب و وابستگان منطقه ای آن دنبال خواهد شد یا آمریکا به دنبال کاهش حضور مستقیم خود در خلیج فارس و نقش دادن امنیتی به کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس است؟
سردار سنایی راد: به نظر می رسد به نوعی همان روندهای امنیتی قبلی ادامه پیدا کند و شرایطی که آمریکایی ها از تجریه حضور مستقیم و گسترده در کشورهای عراق و افغانستان دارند، اجازه حضور بیشتر را به آن ها در منطقه نمی دهد، به هر حال افزایش حضور به معنی پذیرش هزینه های بیشتری است که شرایط برای چنین وضعیتی مهیا نیست. برخی از مواضع سیاسی مقطعی آن ها که برای دلجویی برخی از متحدان منطقه ای و فراهم کردن زمینه سوء استفاده بیشتر است را نباید با راهبردهای بلندمدت آمریکا اشتباه گرفت کما این که آمریکایی ها برای حضور در منطقه خلیج فارس در همین سطح به خصوص حفظ ناوگان پنجم در کشور بحرین نیازمند توجیه تراشی هستند که به نظر می رسد این گونه مواضع، نوعی توجیه برای این حضور نامشروع و مداخله جویانه در منطقه هم محسوب شود، و شرایط امنیتی کشور بحرین و ترس آن ها از تحولات سیاسی داخلی و حرکت های مردمی که در آنجا تداوم دارد زمینه این نوع درخواست ها و مطالبات و مواضع غیرموجه را برای قدرت های فرامنطقه ایی از جمله آمریکا فراهم می کند.
بنابراین در عین حال که نیاز به نوعی هوشیاری در مواجهه با این نوع مواضع حتمی است، به نظر نمی آید که تغییری در راهبردهای منطقه ایی آمریکا به وجود آمده باشد. گرچه نگرانی آمریکا از روند تحولات به خصوص قدرت یابی مقاومت و شکست راهبرد جنگ نیابتی آن با شکست داعش در عراق و سوریه نگرانی های جدی در دولتمردان آمریکایی می تواند برانگیزد. به نظر می رسد در آینده همین جنس همکاری ها تداوم پیدا خواهد کرد به خصوص که هزینه اصلی پیاده سازی این راهبرد که فرسایش توان جهان اسلام و تامین خواسته صهیونیست ها را هدف گرفته، را کشورهای عربی متحد آمریکا تامین می کنند. در مجموع یکی از نتایج این وضعیت، ممانعت از شکل گیری بلوک قدرت اصلی در غرب آسیا و تولید کانون بحران در حاشیه قدرت های رقیب آمریکا و غرب است./
با تشکراز جناب سردار سنایی راد که وقت خود را در اختیار پایگاه بصیرت قرار دادند.

منبع : آمریکا از طریق برجام های ۲ و ۳ به دنبال مدیریت رفتار ایران است  / بصیرت

 

موضوعات: بصیرت, سیاسی
 [ 04:14:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت